17:47 24 آوریل 2017
پخش زنده
    آمریکا و انقلاب های رنگی

    آمریکا و انقلاب های رنگی

    © Fotolia/ nmann77
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    0 33511

    روزنامه نگار و مقاله نویس آمریکایی وین مادسن پیشنهاد کرده بسته ای متشکل از 64 مداد رنگی- یک مداد برای هر انقلاب رنگی که آمریکا در طول 25 سال اخیر سازمان داده بود به وزیر خارجه آمریکا ارسال شود.

    به عقیده این روزنامه نگار به این ترتیب جان کری می تواند بحال خود بیاید. واشنگتن می گوید که در سازمان دادن کودتا های رنگی در سراسر جهان شرکت نکرده است. وزیر خارجه که اینطور می گوید یا حقیقت نمی گوید و یا به سخانی که گفته باور نمی کند. بر همه روشن است که این حوادث رخ داده  همه اش یک آفریننده و الهام دهنده داشته.

    سلسله انقلاب های رنگی از سرنگونی اسلوبودان میلوشویچ در 1989 شروع شد و در 15 سال اخیر تلاش های انجام کودتا عملا هر سال صورت می گرفت. خوشبختانه این تلاش ها هر دفعه به تعویض حکومت نمی انجامید.

    با وجود اینکه در کشور های مختلف به علل گوناگون اعتراض می کنند این انقلاب ها از وجه مشترک نیز برخودارند و رومانتیسم معیینی دارند. کودتاهای  بی شرم و دقیقا حساب شده معمولا از اعتراض های دانشجویان ساده رز یا لاله بدست و یا حامل چتر شروع می شوند. آنها نیات خوب خود را نشان می دهند. ولی در مورد یوگوسلاوی باید گفت که حکومت در آن کشور بر اثر انقلاب بولدوزری عوض شد.

    سرآغاز این اقدام ها بشکل ایراد سخنان آتشین و فراخوانی سیاستمداران به آینده تابناک است و اجتماع کنندگان ابتدا با احساسات میهنپرستی آواز و شعر می خوانند. با گذشت زمان موقعیت داغ شده و افراد ناراضی به تصرف نهاد های دولتی می پردازند. آنها هنگام "انقلاب رز" در گرجستان با مقاومت رو برو نشدند. پلیس از حمایت از رییس جمهور پرهیز کرد و سااکاشویلی پست رییس کشور را اشغال کرد. ولی جریان همیشه به این سادگی نیست. مثلا در قرقیزستان اجتماعات چند هزار نفری به سرعت به بی نظمی ها تبدیل شدند. در اوکراین لازم شد که صد نفر فدا شوند و مقامات تا بحال هم تلاش می کنند بوسیله این تلفات روحیه رزمی شهروندان خود را نگه دارند. به گفته ایگور واسیلیف سخنگوی رییس آکادمی امنیت ملی روسیه، کلا همه چیز مظابق یک سناریو می گذرد، وی افزود:

    کسانی عمل می کنند که بدستور آنها کشور به حالت ناداری و خودداری از هویت ملی خود قرار داده  می شود. مگر کشوری وجود دارد که که پس از انقلاب رنگی رو به شکوفایی گذاشته باشد؟ چنین کشوری وجود ندارد. این احساس هست که در آن سوی اقیانوس یک کارگردان یا نقاشی نشسته و به خود می گوید: خوب الان بجای لاله گل میخک می گذاریم و ویدیو می سازیم. ابتدا در زمینه میهنپرستی انتخابات در ظاهر قانونی برگزار می شود و سپر روند سرنگونی شروع می شود.

    نمی شود انکار کرد که انقلاب های رنگی بهم دیگر بسیار شباهت دارند و روند تدارک آنها در همه جا ها یکسان است: فعالیت سازمان های غیر دولتی در این یا آن کشور زیاد تشدید می شود، مبالغ پولی رسیده از غرب توزیع می شود، کارمندان دولتی بطور مرتب از خارج وارد می شوند. در قرقیزستان این جریان بوضوح دیده شده بود. در آن زمان سفیر آمریکا زیاد با مخالفان دولت ملاقات کرده و به آنها بی پرده  می گفته که دوره آقایف و رژیم او سپری شده و لازم است مرحله جدید پیشرفت "دمکراتیک" پیاده  شود. به گفته ولادیمیر اشتول رییس کرسی سیاست منطقه ای در آکادمی اقتصاد ملی وابسته به ریاست جمهوری روسیه، آمریکا  سناریو نویس اساسی انقلاب های رنگی است، وی ادامه داد:

    انستیتو های کاملی در آمریکا مشغول تهیه راهکار ها و دستور ها جهت  انجام این اقدام ها هستند. پدر موسس این جریان محقق آمریکایی جیم شارپ رییس موسسه  آلبرت اینشتاین است. بنیاد فورد، بنیاد ملی دمکراسی و موسسه بین المللی جمهوری خواه به ریاست مک کین به او پول می دهند. وزارت خارجه آمریکا نیز از او حمایت می کند.

    ولی همه اعمال طرح ریزی شده در  این موسسات نامی به مقصد خود نمی رسند. مثلا آنها در براندازی حکومت ازبکستان ناکام ماندند. آمریکا پس از سرکوب قیام اندیجان در 2005 موضع سختی ااشغال کرده بود ولی موفق نشد اراده رهبری آن کشور را بشکند. تاشکند بسرعت روابط با آمریکا را قطع کرد و راستای سیاست خارجی آن تا حدودی عوض شد. همچنین آمریکا موفق نشد در هنگ کنگ کودتا انجام دهد. چین اعلام کرد که این قضیه داخلی چین است و آمریکا را از مداخله برحذر داشت. ولی امکان دارد که این تلاش های معطوف به وارد کردن دمکراسی به آن کشور ها آخرین تلاش ها نباشند.

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک