01:24 28 ژوئیه 2017
    میرزاخانی هایی را که سالهاست از دست دادیم

    میرزاخانی هایی را که سالهاست از دست دادیم

    © Photo/ Stanford University
    ایران
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    2520132

    آدم متاثیر می شود، همه اینهایی که به یکباره پس از درگذشت خانم مریم میرزاخانی همه وی را شناختند، آنزمان که او زنده بود کجا بودند؟ ما چندین سال پیش زمانی که وی از ایران مهاجرت کرد او را از دست دادیم نه الآن.

    اما واقعا که عزاداریمان خوب است زنده ها را هیچ وقت اینقدر تکریم نمی کنیم.
    از آنهایی که تصمیم گرفتند عکس های وی را با حجاب و بی حجاب تیتر روزنامه های خود کنند تا آنهایی که به فکر افتاده اند خیابان به نامش باید کرد و یا آنهایی که به فکر افتاده اند که فرزند این زن هم حق دارد از حق شهروندی ای که مادرش داشت برخوردار گردد تا…
    وقتی وی زنده بود چرا تلاش نکردید این کارها را انجام دهید و پیوند میرزاخانی و میرزاخانی ها را با سرزمین مادری گره بزنید و یا حتی تلاش کنید تا میرزاخانی ها را از دست ندهیم و زمینه فعالیت آنها در سرزمین مادری را فراهم کنید.
    مشکل اصلی در این نیست که خانم علیرغانی را پس از مرگ مانند ده ها و یا صدها شخصیت دیگر ایرانی تمجید می کنیم اما آیا بهتر نبود که وقتی وی و امثال وی زنده اند همین تمجید برایشان انجام شود؟
    ما زمانی مریم میرزاخانی را واقعا از دست دادیم که وی دید ادامه مسیر در ایران برایش بسته است و مجبور است برای ادامه راه خود مهاجرت به کشوری دیگر را انتخاب کند، کشوری که با دادن امکانات مورد نیاز وی عملا نخبه ما را دزدید و ما را از وجود او محروم کرد.


    دیدگاه های احساساتی خود را کنار بگذارید و فقط تصور کنید خانم میرزاخانی در ایران مانده بود، فکر می کنید اوج دست آورد های وی در ایران می توانست چه باشد؟
    مانند بسیاری دیگر چون موفق بود زیرآبش را مصطلحا می زدند تا پیشرفت نکند و یا چون زن بود نردبان ترقی را از زیر پایش می کشیدند.
    چند سال پیش با آقای محمت اوز نماینده سابق موسسه جمعیت سازمان ملل در تهران UNFPA که اهل ترکیه بود، و متاسفانه وی نیز درگذشته صحبت می کردیم، وی نیز چون اهل همین منطقه جهان بود درد دل می کرد و اظهار می داشت بسیاری از مسئولین کشورها متوجه نیستند که اصل سرمایه ای که کشورهای ما از دست می دهد همین نخبه ها هستند نه نفت و نه گاز و نه منابع زیر زمینی.
    در آن زمان آقای اوز برای بنده حساب کتابی را طبق همان معیارهای جهانی انجام داد که نشان می داد به صورت میانگین هر جوان تحصیل کرده ای که به کشورهای دیگر مانند ایالات متحده و یا کانادا و یا… سفر می کند حدود بیست ملیون دلار ارزش مالی دارد و به این معنا با مهاجرت هر کدام از اینان ما بیست ملیون دلار از دست داده ایم. حساب کنید این بیست ملیون دلار چند بشکه نفت ویا گاز می شود می شود و بعد متوجه شوید که آیا در میان مجامع سیاسی خود باید بر نفت و گاز و منابع زیر زمینی ابتدا دعوا کنیم و یا بر سر اینکه چرا زمینه مورد نیاز این نخبگان در داخل کشور تامین نمی گردد تا این سرمایه عظیم را از دست ندهیم.
    آیا خانم میرزاخانی به عنوان یک ریاضی دان می توانست در ایران جایگاه والایی داشته باشد؟
    چند مرکز تحقیقاتی و یا علمی و یا پژوهشی و یا… در کشور داریم که برای امثال وی ارضا کننده باشند تا علاوه بر کسب درآمد مکفی در شأن یک دانشمند جایگاه آنها را نیز اعتلا بخشد؟
    اگر به لیست شرایط پذیرش افراد برای مهاجرت به دیگر کشورها، به عنوان مثال کانادا، نگاه کنید می بینید که آنها فقط به دنبال جذب نخبه ها هستند. حال این نخبه ها می خواهند در زمینه علمی نخبه باشند و یا در زمینه های دیگر کاری و اگر این فرد به آن کشور برود و طی چند سال اول نتواند خود را اثبات کند برای ما پس می فرستند.
    زمانی آلمان دانشمندی به نام انشتاین داشت که نتوانست وی را نگه دارد و وی به ایالات متحده فرار کرد تا محاسبات همان بمب اتمی که ایالات متحده برای پیروزی در جنگ نیاز داشت را بسازد و ایالات متحده نه فقط پیروز جنگ شود بلکه به عنوان ابر قدرت جهانی ظهور کند.
    امروزه تعداد قلیلی از مردم در جهان هستند که انشتاین را به عنوان فردی آلمانی می شناسند و همه وی را به عنوان یک آمریکایی می شناسند چون این آمریکا بود که فضای موفقیت وی را فراهم کرد.
    حال بشینید و ببینید ما چند تا انشتاین ساخته ایم و حاضر و آماده تحویل دیگر کشورها داده ایم تا آنها از سر استفاده از سرمایه های اصلی ما رشد کنند وقدرت جهانی شوند وما فقط تماشا کنیم و بعد اگر فوت کردند فقط دلمان خوش بود که ببینید او اصالتا ایرانی بود.

    مرتبط:

    نام مریم میرزاخانی ، مایه شرمساری ترامپ است
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک