11:44 14 دسامبر 2017
    خاطره از امام

    خاطره از امام خمینی

    © Fotolia/ Borna Mirahmadian
    ایران
    دریافت لینک کوتاه
    0 33

    جماران خاطره ای را از زبان نعیمه اشراقی نوه امام که در کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی آمده، منتشر کرده است.

    شستن ظرف های آن روز نوبت من بود اما خسته بودم و توان آن کار را نداشتم، از خواهرم خواستم تا به جای من ظرف ها را بشوید اما او از این کار امتناع کرد. نزدیکی های ظهر بود و آقا برای تجدید وضو رفته بودند،‌ اما دیر کردند و من نگران شدم و به دنبالشان رفتم. وارد آشپزخانه که شدم دیدم آقا همه ظرف ها را شسته اند. خجالت کشیدم، نگاهی به من کردند و گفتند: حرفت را که شنیدم احساس کردم نوبت من است که امروز ظرف ها را بشویم.

    از شرم،‌ فقط توانستم تشکر کنم.

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک