22:49 24 سپتامبر 2017
    رهبر ایران: اسناد برقراری ارتباط آیت‌الله خمینی با آمریکا جعلی بود

    آیا نتیجه مذاکرات با 1+5 از اولویت ایران خارج شده؟

    © AP Photo/ STR
    ایران
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    0 1056206

    آیت الله سید علی خامنه ای با سخنرانی اخیر خود در دانشگاه امام حسین (ع) از وضعیت "نه موافقم و نه مخالفم" خارج شد به به صراحت اعلام کرد که با بند هایی از مطالبات 1+5 که به امنیت و حیثیت جمهوری اسلامی ایران لطمه می زند بشدت مخالف می باشد.

    در صراحت این پیغام هیچ نکته مبهمی وجود نداشت و طرف مقابل باید توجه داشته باشد که در ادامه مذاکرات این نکات را باید از جدول مطالبات خود خارج کند وگرنه دیگر مذاکره ای در کار نخواهد بود.

    آنهایی که آیت الله خامنه ای را می شناسند و پیگیر سخنرانی های وی هستند می دانند که وی بی دلیل سخنی را به زبان نمی آورد. در واقع مخالفت رهبر جمهوری اسلامی به معنای مخالفت کل نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد و از این پس هیچ مذاکره کننده ایرانی حاضر نخواهند بود حتی در این موارد با طرف های مقابل کوچکترین گفتگویی داشته باشد.

    فایده مذاکره با ایالات متحده و 1+5 سالهاست جزو پرچالش ترین مباحث سیاسی درون ایران بوده و می باشد. طیفی از سیاستمداران معتقد هستند که این نوع مذاکرات بی فایده است در حالی که طیف دیگری معتقد هستند که می توانند با مذاکره به نتیجه مثبتی برسند. طرفین هم استدلال های مختلفی برای نظر خود دارند.

    مذاکرات ایران و غرب رسما از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی شروع و در نهایت به توافق منعقد شده میان ایران و سه کشور اوروپایی انگلیس — فرانسه و آلمان در کاخ سعدآباد منجر شد. حدود دو هفته پس از اجرای توافق و توقف کل فعالیت غنی سازی توسط ایران غربی ها از اجرای تعهدات خود سرباز زدند و نشان دادند که به هیچ تعهدی پایبند نمی باشند. در همان زمان تعداد زیادی از سیاست مداران ایرانی مخالف مذاکرات بودند و اعتقاد داشتند که مذاکره با غربی ها نتیجه ای نخواهد داشت چرا که آنها به تعهدات خود پایبند نمی باشند، همان هم شد. طیف دوم معتقد بودند و هستند که غربی ها فقط زبان قدرت و شرایط موجود بر زمین را می پذیرند ولا غیر. آقای احمدی نژاد که از طیف دوم بود به قدرت رسید و با شکستن پلمپ نیروگاه های هسته ای فعالیت غنی سازی ایران را سرعت بخشید و در هر مرحله به فشار های غرب با پیشروی بیشتر پاسخ داد تا 190 سانترفیوژ نسل اول ایران به بیش از 20000 سانترفیوژ از نسل های مختلف برسد و غنی سازی ای که توسط غرب حتی برای 3.5 درصد برای ایران قابل قبول نبود به بالاتر از 20 درصد برسد. در مقابل غرب سخت ترین تحریم های ممکن را بر ایران وضع کرد. طرفداران دیدگاه آقای احمدی نژاد اعتقاد داشتند که چه ایران دست به غنی سازی می زد چه نمی زد نقشه غرب مبنی بر تحریم ایران بود و حتی اگر بحث غنی سازی نبود بهانه جهت وضع تحریم بر علیه ایران پیدا می کرد اما با پیشرفت ایران این کشور برگه هایی برای مذاکره خواهد داشت. همزمان آقای احمدی نژاد فضای سیاسی داخلی را برای مذاکره با غرب و علی الخصوص ایالات متحده از طرق مختلف آماده کرد و او اولین شخصیت ایرانی طراز اول بود که رسما اعلام کرد آمادگی دارد با اوباما در سازمان ملل یا یکی از دانشگاه های آمریکا به مناظره بپردازد. در واقع بشکل مستقیم آمادگی جهت گفتگوی علنی را مطرح کرد. خبر های زیادی هم مبنی بر اینکه در دو سال آخر دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد دیپلمات های ایرانی و آمریکایی در عمان و ژنو با هم ملاقات محرمانه داشتند. امری که زمینه شروع رسمی مذاکرات در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی را فراهم کرد. با به قدرت رسیدن آقای روحانی طیف طرفدار مذاکره با غرب هم همراه وی به قدرت رسیدند. این طیف معتقد هستند که می توانند با غربی ها به نقطه مشترکی برسند و اختلافات را حل کنند. طی حدود دو سال اخیر هم تلاش زیادی برای رسیدن به یک نتیجه مرضی الطرفین یا همان برد- برد انجام دادند اما هرچه در مذاکرات پیشرفت بیشتری کردند متوجه شدند که مطالبات آمریکایی ها هم پیشرفت می کند. آمریکایی ها با تصور اینکه ایرانی ها محتاج رسیدن به نتیجه در موعد 30 ژوئیه می باشند تلاش دارند مذاکره کنندگان ایرانی را در منگنه قرار دهند و خواسته هایی را مطالبه کنند که هیچ کشور مستقلی پذیرای آن نمی باشد. در مقابل هم حاضر نیستند هیچ امتیازی به ایران بدهند علی الخصوص در زمینه لغو تحریم ها. ظاهرا طرفند اوروپایی ها در توافق سعدآباد به آنها مزه داده.

    شرایط امروز دولت آقای روحانی با دو سال پیش تفاوت زیادی دارد. در آن زمان دولت شدیدا نیاز داشت یک توافق با 1+5 برسد و حد اقل تحریم های مالی را رفع کند. امید دولت آقای روحانی بر آن بود که با رفع تحریم ها شرایط اقتصادی داخلی بهبود یابد و در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری طرفداران دولت بتوانند قدرت را در دست گیرند و در ادامه در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری هم روحانی پیروز شود. امروزه دیگر نتیجه مذاکرات فایده ای برای دولت حد اقل در این زمینه نخواهد داشت چرا که اگر حتی در 30 ژوئن کل تحریم ها روی کاغذ لغو شود حد اقل شش ماه نیاز است تا قفل های بین المللی علی الخصوص بانکی برداشته شود و حد اقل شش ماه بعد اولین تاثیرات آن در اقتصاد داخلی منعکس خواهد شد که دیگر فایده ای برای دولت آقای روحانی حد اقل برای انتخابات مجلس و مجلس خبرگان نخواهد داشت. اگر تحریم ها فقط تعلیق گردد که خیلی هم بد تر خواهد بود چون هیچ کنسرسیوم و یا شرکت بزرگ بین المللی آمادگی نخواهد داشت ریسک کند و با ایران وارد معامله گردد و قرارداد های کوچک نیز فایده ای برای اقتصاد دارای گردش یک هزار ودویست ملیار دلاری ایران نخواهد داشت. به همین دلیل حتی درون دولت آقای روحانی هم در زمینه فایده ادامه مذاکره با 1+5 برای دولت روحانی تردید بوجود آمده. امروزه اکثر طیف های سیاسی داخلی ایران معتقد هستند با توجه به شرایط بین المللی بهتر است هیچ توافقی انجام نشود تا ایران تن به یک توافق بد بدهد. تقریبا همه طیف های سیاسی به این نتیجه رسیده اند که خواسته های ایالات متحده علی الخصوص برای بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان ایرانی (نه فقط هسته ای) جاسوسی و با اهداف تخلیه اطلاعاتی و به جهت اهداف دیگری غیر از اعتماد سازی می باشد. در سابق سازمان بین المللی انرژی هسته ای نشان داد که قابل اطمینان نمی باشد و کلیه اطلاعاتی که توسط کارشناسان آن جمع آوری می گردد در اختیار سازمان های جاسوسی ایالات متحده و اسرائیل و کشورهای غربی قرار میگیرد. چند دانشمند هسته ای ایران هم به دلیل درز همین اطلاعات توسط عوامل آمریکا و اسرائیل ترور شدند. اینان اعتقاد دارند که به دلیل تحریم های اعمال شده بر علیه روسیه و واهمه دیگر کشورهای بزرگ جهان مثل چین — هند و… از توجه آتی ایالات متحده به شرق آسیا احتمال شکل گیری یک اتحاد میان ایران و این کشورها و تجارت درونی میان این کشورها زیاد است و در آینده کوتاه تحریم های ایالات متحده و غرب در واقع تحریم تعامل شرکت های غربی با این کشورها خواهد بود و دیگر تاثیری بر ایران نخواهد داشت کما اینکه در حال حاضر نیز این تحریم ها تقریبا شکسته شده. و به همین دلیل هم این امریکا وکشورهای غربی هستند که بیشتر به توافق با ایران نیاز دارند. این طیف همچنین اعتقاد دارند که شرایط جهانی و بین المللی برای یک جنگ بر علیه ایران در منطقه فراهم نیست و شکست های اسرائیل در مقابل حزب الله وحماس  و ناکامی های عربستان سعودی در مقابل یمنی ها نشان می دهد که تهدید های ایالات متحده و یارانش در منطقه نیز پوشالی است و آنها در حد این تهدید ها نسبت به ایران نمی باشند.

    به همین دلیل می توان گفت ایرانی ها دیگر مثل قبل مشتاق رسیدن به هر توافقی نیستند و اگر مذاکره کنندگان هسته ای ایران نتوانند به توافقی که در داخل کشور قابل دفاع می باشد دست یابند قطعا ترجیح خواهند داد یا مذاکرات را تمدید کنند و منتظر فرصت مناسب تر باشند یا به عنوان اعتراض به زورگویی های ایالات متحده از سر میز مذاکره بلند شوند و به عنوان قهرمانانی که حاضر نبودند حقوق ملی ایران را به حراج بگذارند به ایران بازگردند.

    مرتبط:

    روحانی به شیوه ی خود توافق لوزان را شرح داد
    حسن روحانی از دستاوردهای هسته‌ای بازدید کرد
    برچسب:
    ایران
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک