06:22 26 سپتامبر 2020
اخبار 75-مین سالگرد پیروزی
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
8639

اسپوتنیک سلسله برنامه هایی را که به تشریح مهمترین وقایع در تاریخ، چه در تاریخ جهانی و چه در تاریخ روابط روسیه و ایران اختصاص یافته است، ادامه می دهد.

ولادیمیر ساژین تحلیلگر این خبرگزاری در این خصوص چنین می نویسد: در روابط روسیه - شوروی و ایران طی قرن های متمادی دوره های تابناک و تاریکی وجود داشته است.

این خاورشناس و ایران شناس مطرح روس می افزاید: وقایع در تاریخ روسیه و ایران به گونه ای متفاوت تفسیر می شد که اعتماد به نفس یکدیگر را تقویت نمی کرد.

تقدیم هدایا به نظامیان ارتش یازدهم جبهه شمال غربی در سال ۱۹۴۲
© Photo / Color by Klimbim / Olga Shirnina

75  سال پیش، جنگ جهانی دوم به پایان رسید. در این جنگ     57 کشور از 78 کشور موجود در آن زمان شرکت کردند. این   1.7 میلیارد از 2.3 میلیارد نفری که در کره زمین زندگی می کردند به جنگ رفته اند. مجموع خسارات وارده 80 میلیون کشته از ارتش و افراد غیرنظامی برآورد شده است.

سهم اصلی در پیروزی بر اعضای اصلی "محور" - آلمان نازی ، ایتالیا فاشیست و ژاپن نظامی گرا - توسط اتحاد شوروی، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و فرانسه دوگل انجام شد و آنها هسته اصلی ائتلاف ضد هیتلری (متفقین) را تشکیل دادند. ترکیب متفقین در ژانویه سال 1942 ، شامل 26 و تا پایان جنگ جهانی دوم - 53 کشور بود.

در همان آغاز جنگ، 21 کشور بی طرفی خود را به دلایل کاملاً متفاوت و تحت تأثیر شرایط داخلی و خارجی اعلام کردند. با این حال، تنها پنج کشور از آنها (افغانستان، واتیکان، لیختن اشتاین، یمن شمالی و تبت) موفق شدند آن را تا پایان جنگ حفظ کنند. علاوه بر این، کشورهایی پیدا شدند که وزن اقتصادی و سیاسی آنها در عرصه بین المللی عملاً صفر بود. پنج کشور (اسپانیا، پرتغال، ترکیه، سوئیسو سوئد)، اگرچه از نظر قانونی بی طرف باقی مانده بودند، کم و بیش با متفقین جنگیده، در درجه اول با "محور" در ارتباط بودند. اکثر کشورهایی که بی طرفی اعلام کردند در جنگ به اراده خود شرکت نداشتند. این لیست شامل ایران نیز می شود.

کمی تاریخ. در سال 1925، رضا پهلوی، شاه ایران شد. از همان ابتدای سلطنت خود، بنیانگذار سلسله پهلوی و مقامات ایران به دنبال خنثی کردن نفوذ انگلیس و جلوگیری از صادرات انقلاب بلشویکی از اتحاد شوروی بودند. و در دهه 20 قرن گذشته، تهران در مقابله با لندن و مسکو به برلین رو آورد.

پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان در سال 1933، آلمانی ها نفوذ خود را به ایران افزایش دادند که این کشور برای رایش سوم به عنوان کانون منابع و یک سرپل برای فعالیت های آینده در هند انگلیسی به عنوان بخشی از برنامه های معطوف به برقراری سلطه بر جهان بود.

آلمانی ها گسترش خود را در ایران از چند طریق انجام دادند: اقتصادی ، نظامی - سیاسی ، ویژه (مخفی) و تبلیغات. 

آلمان به اقتصاد ایران رخنه کرده است. متخصصان آلمانی در بیشتر شرکتهای بزرگ و متوسط ایرانی کار می کردند. نازی ها عملاً کنترل مواصلات و حمل و نقل داخلی ایران را برقرار کردند. به خصوص آنها به فرودگاه ها و بندرها چشم دوختند. 

در سالهای1940 تا1941 آلمان در تجارت خارجی ایران مقام اول را کسب کرد: آلمان - 45٪، اتحاد شوروی - 11٪ ، انگلیس - 4٪ ، سایر کشورها - 39٪ .

در نیمه دوم دهه 30 روابط نظامی بین برلین و تهران از اهمیت ویژه ای برخوردار شد: تهیه اسلحه و تجهیزات نظامی آلمان، استقرار مربیان و مشاوران نظامی آلمانی وآموزش کادرهای ایرانی در مدارس نظامی آلمان.

تا دهه 1930 ، سرویس های ویژه رایش سوم در ایران متمرکز شدند. مأمورین آلمانی به طور جدی در این کشور نفوذ می کردند و استخدام گسترده ایرانیان به ویژه سیاستمداران، دولتمردان و شخصیت های اجتماعی انجام می گرفت.

از اواسط دهه 30 نازی های آلمانی تبلیغات ملی گرایی را در ایران آغاز کردند  که بدون موفقیت نبود. زمینه جوانه زنی چنین ایده هایی به خوبی آماده شده بود. رضا شاه شدیداً به اصطلاح "ناسیونالیسم آریایی-نئو-هخاهمنشی" ، چیزی شبیه به نازیسم آدولف هیتلر را پرورش داد. نکته قابل توجه این است که حتی قبل از روی کار آمدن هیتلر، حزب طرفدار دولت به نام "ایران نوین" ، که در سال 1929 تاسیس شد، صلیب شکسته را به عنوان یک نماد در نظر گرفت.

در راستای این ایدئولوژی در سال 1935، رضا شاه خواستار تغییر نام رسمی کشور در اسناد بین المللی به "ایران"، یعنی "کشور آریاها" شد. خاستگاه آریایی ایرانیان در اسناد و کتابهای درسی گنجانده شد.

آلمانی ها با سپاسگذاری به این عمل رضا شاه پاسخ دادند. دولت آلمان با حكم ویژه ای، ایرانیان را به عنوان "آریایی های خالص"، آزاد از محدودیت قوانین نژادی نورنبرگ دانست. علاوه بر این، اداره نژاد و اسکان اس اس حتی ازدواج دختران "آریایی خالص" آلمانی با نمایندگان برجسته نخبگان سیاسی ، نظامی و اقتصادی ایران را مجاز ساخت. آلمانی ها همچنین بر خلاف اسلام "سامی بنیادی" اهل سنت ، تشیع را دین "آریایی واقعی" اعلام کردند. بسیاری از نمایندگان روحانیت و نمایندگان مجلس ، سایر چهره های برجسته سیاسی و نظامی ایران از سوسیالیسم ملی آلمان حمایت می کردند.

رونق فاشیستی نازی ها در کشور، رضا شاه را نگران کرد. در سال 1937 ، توطئه ای در ارتش افشا شد، هدفش سرنگونی شاه و تشکیل دیکتاتوری نازی بود. همه شرکت کنندگان اعدام شدند، اما این حادثه تاثیری در روابط خوب با رایش سوم نداشت. اول سپتامبر 1939 جنگ جهانی دوم آغاز شد. در تاریخ 4 سپتامبر، ایران بی طرفی خود را اعلام کرد، که یک واکنش مثبت از طرف مقامات آلمان برانگیخت – این امر امکان برای تهیه مواد اولیه ایرانی را به رایش سوم فراهم می کرد.

 در طول جنگ جهانی دوم، تهران به علاقمندی به آلمان ادامه داد. تبلیغات نازی حتی بیشتر شدت گرفت. در سال 1940 ، آلمانی ها "خانه قهوه ای" را در تهران افتتاح كردند و به ساخت و ساز "نازی آباد" با شرکت اعضای سازمان جوانان "مدافعه ملی" پرداختند. کنسولگری های آلمان بطور فعال کتاب هینلر را "ماین کامپف" به فارسی ترجمه کرده و روزنامه "آریایی" را منتشر نمودند.

تعداد زیادی از انتشارهای حاوی تبلیغات نازی ها به ایران آورده شد. آلمانی ها با استفاده از مطبوعات ایران به عنوان بلندگوی تبلیغات خود، صاحبان روزنامه های با نفوذ را جذب و خریداری می کردند. تعداد جوامع جوانان و افسران طرفدار نازی ها در سراسر کشور رو به افزایش نهاد.  

فعالیت های اطلاعاتی آلمان در ایران شدت گرفت. مدیریت عمومی  فعالیت های ماموران آلمانی در ایران به عهده سفیر جدید آلمان در تهران اروین اتل گذاشته شد. ایران مورد توجه هیتلر و فرماندهی عالی ارتش آلمان به عنوان عنصر اساسی برنامه برای دستیابی به سلطه بر جهان قرار گرفت.

© Sputnik / Alexander Kapustyanskiy

تا ماه مه 1941، هند انگلیسی هدف اصلی عملیات نظامی آلمان بود. با این حال، در اوایل ماه مه، هیتلر از فعالیت های هندی صرف نظر کرد و برنامه بارباروسا - برنامه حمله به اتحاد شوروی را در وهله اول قرار داد. اما در این حالت نیز ایران فراموش نشد. هیتلر بخشنامه ای صادر كرد كه مظابق آن پس از پیروزی بر اتحاد شوروی، ایران تحت اشغال نازی ها قرار گرفنه و به سرپلی برای انجام ضربه به هند انگلیسی تبدیل خواهد شد.

در تاریخ 22 ژوئن، آلمان نازی به اتحاد شوروی حمله کرد. در 25 ژوئن، برلین خواستار پیوستن دولت ایران به جنگ در طرف آلمان شد. 26 ژوئن، ایران بی طرفی خود را اعلام کرد. براساس برخی گزارش ها، برلین با تردید در وفاداری رضا شاه در حال آماده سازی کودتا در ایران بود. با این حال، این کودتا صورت نگرفت.

22 ژوئن - روز حمله آلمان به اتحاد شوروی - باعث تغییر چشمگیر اوضاع در منطقه شد. مسکو و لندن خیلی سریع در مورد  ایران زبان مشترکی پیدا کردند. آنها با درک مشترک از آنچه از تهران چه می خواستند بدست آورند متحد شدند. همانطور که چرچیل گفت، اولاً ایجاد سدی در برابر نفوذ آلمان به شرق و ثانیاً ایجاد یک مسیر عبور مستقیم برای تأمین تحویلات به حوضه دریای خزر.

نمایندگان دیپلماتیک اتحاد شوروی و انگلیس از 22 ژوئن در مسكو و لندن بحث و گفتگوی فعال درباره مسئله ایران را آغاز كردند. انگلیسی ها آمادگی خود را برای کمک به تأمین اتحاد  شوروی از جمله از طریق خلیج فارس اعلام کردند.

نازی ها در صورت شکست اتحاد شوروی، در حال آماده سازی برای ورود از طریق قفقاز به ایران بودند و شروع به انتقال افسران آلمانی ملبس به لباس های غیر نظامی به ایران کردند. مأمورین آلمانی بایستی پیشروی ارتش آلمان بسوی هند انگلیسی را تامین کنند.   

دولتهای اتحاد شوروی و انگلیس بارها توجه تهران را به فعالیت های جاسوسی و خرابکاری های آلمانی جلب کردند ، خواستار متوقف کردن فعالیت آنها و اخراج آلمانی ها از کشور شدند. طرف ایرانی به هر طریق ممکن از تحقق خواست های مسکو و لندن خودداری کرد.

در تاریخ 25 اوت، عملیات تصرف ایران توسط نیروهای مسلح متفقین - اتحاد شوروی و انگلیس آغاز شد.

در تاریخ 27 اوت، در نتیجه تغییر کابینه وزیران ایران، رئیس جدید دولت علی فروغی دستور توقف مقاومت در برابر نیروهای متفقین را صادر کرد.

در حالت فروپاشی ارتش ایران، مذاکرات بین نمایندگان انگلیس و اتحاد شوروی از یک طرف و نمایندگان ایران از سوی دیگر آغاز شد. در نتیجه این مذاکرات، در 8 سپتامبر 1941، توافق نامه ای برای تعیین استقرار نیروهای متفقین در ایران امضا شد. نیروهای شوروی در شمال ایران و انگلیس ها - در جنوب آن مستقر شدند. در بخش مرکزی ایران، سربازان ایرانی باقی ماندند.

با این حال، اقدامات رضا شاه با هدف عدم رعایت شرایط اصلی توافق، متفقین را وادار كرد تا در تاریخ 15 سپتامبر پایتخت ایران را تصرف كنند. بدین سان شرایطی بوجود آمد تا در 16 سپتامبر سال 1941 شاه از سلطنت کناره بگیرد. شاه جدید محمدرضا پهلوی هیچ تلاشی برای به چالش كشیدن مواضع شوروی و انگلیس در ایران انجام نداد. نمایندگان دیپلماتیک دولتهای خصمانه با متفقین از ایران اخراج شدند و دیپلمات های ایرانی نیز از این کشورها فراخوانده شدند.

در 29 ژانویه 1942، پیمان اتحاد سه قدرت - اتحاد شوروی، انگلیس و ایران - به امضا رسید. این پیمان به سند اصلی تبدیل شد که به اتحاد شوروی و انگلیس حق استقرار نیروهای خود در خاک ایران و راه اندازی حمل و نقل از طریق این کشور را برای انگلیس، آمریکا و سایر کشورهای متفق تامین می کرد. قابل توجه است که پیمان اتحاد سه قدرت از  تعهد کشورهای متفق برای  "احترام به تمامیت ارضی، حق حاکمیت و استقلال سیاسی ایران" آغاز می شود.

کنفرانس تهران با شرکت روسای اتحاد شوروی، ایالات متحده و  انگلیس  که در 28 نوامبر - اول دسامبر 1943 در پایتخت ایران برگزار شد، اثربخشی همکاری شوروی و انگلیس در ایران را نشان داد. این عملیات تصرف و اقدامات انجام شده توسط متفقین پس از اجرای موفقیت آمیز آن بود که باعث شد تا ایران به عنوان پایگاه قابل اعتماد برای مذاکرات سگانه در نظر گرفته شود و استالین در مکاتبات با روزولت و چرچیل پیشنهاد برپایی جلسه در تهران را مطرح کرد. در اکتبر سال 1941 اتحاد شوروی، ایالات متحده و انگلیس با تحویل تجهیزات، سلاح و وسایل دیگر به شوروی موافقت کردند.

پنج مسیر اصلی تحویل بارهای نظامی مطابق توافق  Lend-Lease وجود داشت: از طریق اقیانوس آرام (در طول جنگ 47.1٪ از کل تأمین ها از طریق آن انجام شد)، از طریق سراسر ایران (23.8٪)، کاروان های قطب شمال (22.6٪) ، دریای سیاه (3.9٪) و قطب شمال شوروی (2.6٪).

برای افزایش حجم تحویلات لازم بود راه های حمل و نقل ایران بهبود یابد. در ایران عملاً جاده های خوبی وجود نداشت. این مشکل توسط آمریکایی ها حل شد. در مدت كوتاهی آنها بزرگراه سراسری ایران را ساختند، راه آهن را مدرنیزه كردند، دو بندر را در خلیج فارس ایجاد کردند.

این کارها هنوز به اتمام نرسیده که تحویلات لازم برای اتحاد   شوروی آغاز شده و دائما در حال افزایش بود. تا سال 1943 ، حجم آنها به 200 هزار تن در ماه رسید.

در سالهای جنگ جهانی دوم، آمریکایی ها 184 هزار اتومبیل را از طریق کریدور ایرانی به شوروی تحویل دادند. یکی از محبوب ترین اتومبیل ها - کامیون استودبیکر بود. روی شاسی آنها بود که راکت های معروف کاتیوشا تا پایان جنگ جنگیدند. 20 هزار کاتیوشا بر اساس استودبیکرهای قابل اعتماد، پیروزی را نزدیکتر کردند.

کریدور ایران تأثیر چشمگیری بر اوضاع داخلی ایران داشت. حضور نیروهای متفقین در کشور باعث برقراری امنیت جمعیت و احیای اقتصاد ایران شد، که به طور فعال در تضمین منافع متفقین شرکت داشت. شرکت ها با ظرفیت کامل آغاز به کار کردند. ده ها   هزار ایرانی در واحد های حمل و نقل کالاهای نظامی کار کردند. بسیاری از رانندگان ایرانی در تحویل بارها به شوروی در زمان نظامی سهم گرفتند. متفقین بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی ایران (نان ، چرم ، دام ، اسب ، گوسفند و غیره) را با نرخ مطلوب خریداری کردند.

بنابراین، این به لطف متحدین ایران بود که ساکنان آن شانس واقعی پیدا کردند تا در جنگ جهانی دوم در طرف نیکی قرار بگیرند.

استقرار سربازان اتحاد شوروی و انگلیس در اوت 1941 ، ایران را از شکست اجتناب ناپذیر این کشور به عنوان یک کشور طرفدار آلمان نازی نجات داد، که حتما منجر به تلفات و تخریب های بی شماری در خاک ایران می شد. ایران خود را در ردیف ائتلاف ضد فاشیستی قرار داد و پیروزی درخشان ارتش شوروی در نبرد استالینگراد و آزادسازی قفقاز سرانجام برنامه های نازی ها را برای استفاده از آن در جهت حمله به هند انگلیسی نقش بر آب کرد.

در نتیجه، ایران نقش مهمی در تضمین پیروزی بر آلمان نازی و  کشورهای عضو محور ایفا کرد. این امر به ایران امکان داد استقلال خود را حفظ  کرده و در جهان پس از جنگ جایگاهی شایسته ای اشغال کند. در سال 1945 ، ایران برنده شد و به عنوان عضو اتحادیه ضد هیتلر، در ایجاد سازمان ملل شرکت کرد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک