گزارش و تحلیل

زیاده خواهی آمریکا جهان را به نابودی می کشاند

© Sputnik / Stringer  / ورود به گالری تصاویرپرچم آمریکا ارتش آمریکا
پرچم آمریکا ارتش آمریکا - اسپوتنیک ایران, 1920, 01.08.2022
Telegram
هر دو جنگ جهانی که جان ملیونها انسان را گرفتند جنگ مجموعه های قدرت اقتصادی و سیاسی در جهان بودند.
اسپوتنیک - اگر به دلایل وقوع جنگ های جهانی اول و دوم بپردازید مشاهده می کنید که اصلی ترین دلیل زیاده خواهی وطمع برخی ثروتمندان و لابی های قدرت پشت پرده بود که موجب راه افتادن این دو جنگ شد.
گذشته از همه مباحث جانبی و شعاری که درباره دو جنگ جهانی وجود دارد اگر ریشه ای به ماجرا نگاه کنید می بینید اصل ماجرا این بود که کشورهای استعمارگر در منافع با هم درگیر شده بودند و در نهایت جنگ راه افتاد.
در واقع هر دو جنگ که جان ملیونها انسان را گرفتند جنگ مجموعه های قدرت اقتصادی و سیاسی در جهان بودند و بس.
تقریبا اکثریت قریب به اتفاق این لابی های قدرت اقتصادی در دوران جنگ جهانی دوم به آمریکا منتقل شدند و اموال و دارایی های خود را به آنجا بردند تا از آنجا کارشان را ادامه دهند.
همه هم می دانند پس از جنگ جهانی دوم دو بلوک قدرت یکی شرقی و دیگری غربی ایجاد شد که به نوعی توازن قدرت ایجاد کرده بود.
وزارت خارجه روسیه: ناتو مسابقه تسلیحاتی را آغاز کرد  - اسپوتنیک ایران, 1920, 01.07.2022
وزارت خارجه روسیه: ناتو مسابقه تسلیحاتی را آغاز کرد
گو اینکه طی این مدت ما مشاهده می کنیم چندین جنگ راه افتاد، که بیشتر آنها نیز توسط آمریکا برای گسترش سلطه خود بود، ولی به هر حال به دلیل وجود توازن قدرت نوعی خطوط قرمزی ایجاد شده بود تا بلوک های قدرت درگیر نزاعی که ممکن است جهان را به نابودی بکشاند نشوند.
پس از فروپاشی بلوک شرق ایالات متحده خود را یکه تاز یافت و چپ و راست شروع کرد به کشورهای مختلف لشکر کشی کردن و به جای اینکه از موقعیت به وجود آمده برای ایجاد ثبات و امنیت برای بشریت استفاده کند از آن برای سیر کردن حرص و طمع متنفذین در این کشور استفاده کرد.
بدیهی هست که کشورهای مختلف برای حفظ موجودیت و منافع خود در مقابل این حرص و طمع بی اندازه لابی های قدرت پشت پرده در آمریکا ایستادگی کنند.
در واقع اولین مقابله در این راستا میان ایالات متحده و ایران به حساب می آید.
ایرانی ها که موجودیت و منافع خود را در خطر می دیدند پس از لشکر کشی آمریکا به افغانستان و عراق سیاستی را اتخاذ کردند که بر اساس آن آمریکا تا به خود آمد متوجه شد که در یک باطلاق که از همه طرف در محاصره ایران و متحدین اش قرار گرفته گیر کرده و هر جور شده باید خود را از این باطلاق خارج کند.
برخی کشورها مانند چین و روسیه سیاست همکاری با آمریکا را در پیش گرفتند و تلاش کردند که به آمریکایی ها بفهمانند می توان به جای تقابل تعامل کرد، شاید بتوان گفت اوج این جریان هم زمانی بود که آقای پوتین حتی پیشنهاد عضویت روسیه در ناتو را مطرح کرد.
این پیشنهاد به این دلیل مطرح شد که طبق توافق مردانه (Gentlemen’s Agreement) فیما بین رهبران ایالات متحده و شوروی سابق بنا بر این بود که دو پیمان ورشو و آتلانتیک شمالی منحل شوند و طرفین به جای مقابله روند تعامل با هم را شروع کنند.
اما چه کسی است که امروزه نداند چیزی به نام مردانگی در وجود سیاست مداران آمریکایی وجود ندارد، آنها حتی به توافق ها و پیمان های مکتوب پایبند نمی باشند چه رسند به توافق های غیر مکتوب.
Мюнхенская конференция по безопасности - اسپوتنیک ایران, 1920, 01.08.2022
انتقال ناوهای هواپیمابر آمریکا به نزدیکی تایوان به دلیل سفر پلوسی
به هر صورت هدف آقای پوتین از مطرح کردن عضویت روسیه در ناتو این بود که مشخص شود آیا هنوز ناتو به دنبال نابودی روسیه است یا نه؟
خوب کاملا برای روسیه محرز شد که آمریکایی ها به دنبال آن هستند از طریق سیاسی و دقل بازی با انعقاد پیمان هایی مانند نابودی تسلیحات اتمی و دوربرد و ... کاری کنند تا روسیه خلع سلاح اتمی شود و در نهایت از طریق همان ناتو روسیه را نابود کنند.
نابودی هم می تواند به چند روش باشد، یکی مانند روش انقلاب نارنجی که در اوکراین اتفاق افتاد وغربی ها حکومت منتخب مردمی را سرنگون کردند تا حکومت دست نشانده شان سر کار بیاید یا اینکه با راه اندازی جنگ های داخلی کشور را تضعیف کنند و از هم بپاشند و یا با حمله مستقیم کشور را اشغال و تجزیه کنند.
به هر حال مشاهده می کنیم که سیاست آمریکا موجب آن شد که امروزه اوکراین و اروپا به چه وضعیتی مواجه شوند.
آمریکایی ها همین روند را در شرق آسیا نیز دنبال می کنند و علیرغم اینکه چین هم تلاش کرده با آنها از راه تعامل وارد شود و نه تقابل ولی آنها به صورت رسمی و غیر رسمی به دنبال نابودی چین هستند و مشاهده می کنیم که رئیس مجلس آمریکا همین چند روز اخیر چه بحرانی میان چین و تایوان ایجاد کرد و موجبات فراهم شدن شرایط جنگی در این منطقه شد و شاید اگر بحث جنگ در اوروپا نبود آمریکایی ها کاری می کردند در شرق آسیا هم جنگی راه بیافتد ولی به نظر می آید آنها دیدند که فعلا نمی توانند در دو جبهه بجنگند و ترجیح دادند جریان راه اندازی جنگ در شرق آسیا را به تاخیر بیاندازند.
این سیاست آمریکا هیچ تفاوتی با سیاست هایی که موجبات راه افتادن جنگ جهانی اول و دوم شد ندارد و ادامه این سیاست ها می تواند جهان را به یک جنگ جهانی سوم بکشاند که با توجه به وجود تسلیحاتی که می تواند جهان را چند باره نابود کند می توان تصور کرد راه افتادن چنین جنگی شاید به پایان بشریت نیز ختم شود.
شاید هنوز فرصت کوتاهی برای بسیاری عقلا در جهان باقی مانده باشد که با هم همراه شوند تا جلوی ادامه این روند سیاست نابود کننده آمریکا برای جهان را بگیرند.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала