گزارش و تحلیل

ساختار سیاسی کشورها بر اساس ملت ها ساخته می شوند

© Sputnik / Anton Bistrov / ورود به گالری تصاویرپرچم ایران
پرچم ایران - اسپوتنیک ایران, 1920, 30.07.2022
Telegram
یکی از اصلیترین بحث ها در ایران این است که از قدیم الایام ایرانی ها علاقه زیادی به فرنگ داشتند.
اسپوتنیک - یکی از اصلیترین بحث ها در ایران این است که از قدیم الایام ایرانی ها علاقه زیادی به فرنگ داشتند.
عموما هم وقتی که اولین مجموعه جوانان ایرانی برای تحصیل به خارج اعزام شدند وقتی که به ایران برگشتند علاوه بر علومی که با خود به ایران آوردند فرهنگ آن کشورها را نیز با خود آوردند.
بر عکس مردمان برخی کشورهای دیگر که وقتی جوانانشان به خارج می روند تلاش می کنند فرهنگ خود را به آنطرف معرفی کنند و وابستگی بسیار زیادی به فرهنگ و تمدن خود دارند اما متاسفانه بسیاری ایرانی ها علیرغم ادعاهای کلان خود مبنی بر علاقه به تاریخ و فرهنگ و تمدن خود بیشتر تحت تاثیر فرهنگ دیگر کشورها قرار می گیرند تا اینکه بخواهند فرهنگ خود را به آنطرف منتقل کنند.
امروزه حتی برخی ایرانی ها هستند که وقتی در خارج کشور زندگی می کنند فرهنگ و حتی ایرانی بودن خود را انکار می کنند و تلاش می کنند با فرهنگ کشورهای مقصد جوش بخورند.
تصور نکنید این را از روی تحلیل می گویم، این واقعیتی است که امروزه در بسیاری از کشورها از ایرانی ها مشاهده می شود.
در محافل سیاسی مخصوصا اروپایی یکی از بحثهایی که مطرح می شود این است که وقتی مثلا ایرانی ها به اروپا می روند و مقیم آن کشورها می شوند تلاش می کنند با افکار و فرهنگ جامعه همراه شوند اما مثلا ترک ها یا چینی ها یا هندی ها یا عرب ها به فرهنگ خود وابسته می مانند و از دید این دیپلمات ها اینها آنجا دردسر ساز می شوند.
مراسم تحویل سال در انجمن دانشجویان ایرانی در مسکو - اسپوتنیک ایران, 1920, 21.03.2022
مراسم تحویل سال در انجمن دانشجویان ایرانی در مسکو
همین چند روز پیش بود در یکی از محافل دیپلماتیک حضور داشتم و برخی دیپلمات های اروپایی از ترک ها انتقاد می کردند که علیرغم تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا ولی وقتی شهروندانشان به کشورهای اروپایی سفر می کنند سعی می کنند فرهنگ خود را به اروپایی ها تحمیل کنند و به هیچ وجه فرهنگ اروپایی را نمی پذیرند و از ایرانی ها تمجید می کردند که چه سریع فرهنگ خود را کنار می گذارند ودر فرهنگ کشورهای محل اقامت خود ذوب می شوند.
احتمالا آنها تصور می کردند که اینگونه دارند از ایرانیها تعریف می کنند اما من به عنوان یک ایرانی خیلی ناراحت شدم که چنین چیزی را می شنوم.
در بسیاری موارد هم می بینیم که ایرانیهایی که در خارج کشور برای مدت طولانی ای اقامت می کنند وقتی که از فرنگ به ایران می آیند به جای اینکه خیلی سریع وارد فضای اجتماعی شوند تلاش می کنند که فضای فکری کشور محل اقامت خود را به دیگران تحمیل کنند.
مثلا می گویم.
یک هندی و یا یک چینی ویا یک عرب و... وقتی که به هند یا چین یا عربستان برمی گردد اولین کاری که می کند این است که لباس سنتی خود را می پوشد و سعی می کند در جامعه تا می تواند خود را اصیل نشان دهد، اما می بینیم که برخی ایرانی ها دو روز که به یک کشور خارجی سفر می کنند بر می گردند و سعی می کنند حتی لهجه صحبت کردن خود را تغییر دهند، که چی، که بگویند ما رفتیم خارج.
همانگونه که در ابتدای صحبت کردم مشکل اصلی ما بیشتر مشکل فرهنگی و اجتماعی است چرا که چندین قرن است در تناقض فرهنگی میان شرق و غرب قرار گرفته ایم.
پس از اینکه امیر کبیر تعداد زیادی از جوانان را برای تحصیل علوم به فرنگ فرستاد آنها با خود تفکر های سیاسی فرنگی را نیز با خود به ایران آوردند و یک چالش اساسی درون کشور راه انداختند که باید سیستم سیاسی کشور مانند کشورهایی که آنها آنجا تحصیل کردند شود.
یکی به دنبال سیستم سیاسی فرانسوی بود و دیگری آلمانی و آن یکی انگلیسی و یکی دیگر کمونیستی و سوسیالیستی و...
هیچ کدام حتی آنقدر به بلوغ فکری نرسیده بودند که متوجه شوند هر کشوری نیاز به ساختار سیاسی متناسب با ملت و شرایط آن کشور دارد.
یعنی اگر شما مثلا مردم ایران را بردارید ببرید سوئیس و مردم سوئیس را بیاورید ایران، و یکسال بعد تر به ایران و سوئیس سر بزنید قطعا ایران دارای سیستم سیاسی سوئیس خواهد شد و سوئیس دارای سیستم سیاسی ایران.
البته نمی توان شرایط ژئوپولیتیک را نادیده گرفت و باید توجه داشت با توجه به شرایط ژئوپولیتیک ایران و موقعیت این کشور در جایی که بسیاری به دنبال اشغال و حمله به آن هستند احتمالا مثلا اگر مردم سوئیس را بیاورید ایران بحث بی طرف بودن کشور تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
به هر حال اصل بحث در این است که شما نمی توانید مثلا در کشوری که کلا ساختار فکری و فرهنگی اش بر اساس مذموم بودن تحزب است به فکر راه اندازی سیستمی باشید که بر مبنای تحزب می باشد.
و یا در کشوری که فرهنگ سیاسی مردم اش بر اساس پادشاهی مطلق است به سمت ساختاری بروید که بر اساس مردم سالاری باشد.
شما همین ایران ما بعد از انقلاب را ببینید، حتی یک حزب موفق نشده که جایگاهی اجتماعی و سیاسی پیدا کند و عموما هم احزاب به جای اینکه از قاعده به سمت بالای هرم قدرت حزبی ساخته شوند در ایران بر عکس است افراد به قدرت می رسند، مثلا رئیس جمهوری می شوند و بعد شروع می کنند به حزب ساختن، و جالب تر اینکه عضویت خود در احزاب یا جناح های سیاسی را نیز انکار می کنند.
می بینیم در دوران مشروطه برخی به دنبال سیستمی رفتند که مشابه ساختار سیاسی انگلیس بود، بدون اینکه متوجه شوند که اگر آن ساختار به درد کشوری دیگر می خورد قطعا می توانستند یک کشور دیگر را پیدا کنند که سیستم سیاسی اش بر آن اساس بنا شده و خوب بعدها دیدیم که سیستم پادشاهی مشروطه که آنها به دنبال اش بودند شکست خورد چون عموم مردم آن فرهنگ سیاسی را نداشتند.
همین جریان درباره دیگر کشورها هم صدق می کند.
یعنی مثلا در فرانسه مردم مشاهده کردند که سیستم سیاسی ریاست جمهوری برایشان بهتر است و یا در برخی کشورها سیستم پارلمانی را ترجیح دادند و در برخی دیگر هر دو، هر کشوری بر اساس ساختار سیاسی مورد نیاز اش یک سیستم حکومتی را می پذیرد و تا وقتی که فرهنگ سیاسی یک جامعه یک ساختار سیاسی را نپذیرد به هیچ وجه نمی توان ساختار وارداتی را در آن سیستم پیاده کرد.
یکی از ویژگی های امام خمینی (ره) این بود که متوجه این نکته شده بود و متوجه شد که ایران نیاز به یک ساختار سیاسی دارد که منطبق با نیاز های آن است و نه ساختار سیاسی وارداتی و به سمت راه اندازی آن حکومت رفت ولی متاسفانه مشاهده می کنیم که برخی که درک صحیحی از آن ساختار فکری ندارند یا نداشتند چون خودشان تحت تاثیر فرهنگ سیاسی دیگر کشورها بودند به جای اینکه در آن راستا عمل کنند در راستای پیاده سازی آن ساختار سیاسی که مد نظر امام بود سنگ اندازی می کنند.
ساختار سیاسی ای که اساس آن "مردم سالاری دینی" می باشد و اگر امروزه در جامعه ایران کنکاش کنید شاید تعداد افرادی که درک این فلسفه سیاسی را دارند بسیار کم باشند در حالی که باید امروزه اکثریت مردم جامعه ما درک می کردند که مبنای این فلسفه سیاسی چیست و چرا مردم ایران چهار دهه پیش انقلاب کردند تا سیستم سیاسی "مردم سالاری دینی" را در کشور راه بیاندازند وچرا تشخیص دادند که این ساختار سیاسی منطبق با نیاز ایران است.
متاسفانه امروزه مشاهده می کنیم که برخی، مخصوصا ایرانی هایی که در فرهنگ سیاسی دیگر کشورهای خارجی ذوب شده اند، هنوز تحت تاثیر تفکر های وارداتی سیاسی قرار گرفته اند و بحث هایی را مطرح می کنند که فضای فکری جامعه را مشوش می کند، نه فقط آنهایی که در خارج ایران زندگی می کنند حتی برخی که در ایران زندگی می کنند و حتی پست و مقام هم دارند.
اینها باید متوجه باشند که آن تفکر سیاسی فقط به درد کشوری که در آن زندگی می کنند و مردم آن کشورها می خورد و مردم ایران ساختار سیاسی خاص خود را نیاز دارند نه ساختار سیاسی وارداتی، بیش از یکصد سال از انقلاب مشروطه و شکست تفکر های سیاسی وارداتی می گذرد اما برخی هنوز در همان دوره صد سال پیش گیر کرده اند.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала