گزارش و تحلیل

تغییر تاکتیک های استراتژی ایران در منطقه

© Fotolia / ragsacتغییر تاکتیک های استراتژی ایران در منطقه
تغییر تاکتیک های استراتژی ایران در منطقه - اسپوتنیک ایران, 1920, 15.03.2022
Telegram
از زمان پایان جنگی عراق واعراب بر علیه ایران، جمهوری اسلامی ایران یک استراتژی کلی یا آنچه در غرب به آن دکترین سیاسی می گویند اتخاذ کرد.
این استراتژی کلی چند محور اصلی داشت که مهم ترین آنها را می توان این نکات دانست:
1 – ایران باید به سمت و سوی تولید تسلیحات دفاعی پیش برود ومتکی به هیچ کشور خارجی برای تامین تسلیحات دفاعی خود نباشد.
2 – اولویت در تولید تسلیحات دفاعی باید بر اساس تولید تسلیحات بازدارنده باشد و این تسلیحات بتواند همه دشمنان ایران در منطقه را در هرجایی که باشند هدف قرار دهد، به این معنا که مثلا اگر اسرائیل تهدیدی برای موجودیت ایران ایجاد می کند این تسلیحات باید به گونه ای باشد که نه فقط به راحتی بتواند به اسرائیل برسد بلکه بتواند به اسرائیل آسیب اساسی بزند، یا اینکه اگر مثلا آمریکا تهدید موجودیتی برای ایران ایجاد می کند این تسلیحات بتواند همه پایگاه های آمریکایی در منطقه که تهدید بالقوه برای ایران ایجاد می کند را هدف قرار دهد.
3 – مرز های مجازی ایران یا آنچه از آن امروزه به نام نفوذ منطقه ای ایران یاد می شود باید تا حدی گسترش یابد که دشمنان اگر بخواهند به ایران حمله کنند ایرانی ها در محدوده مرزهای خود وارد جنگ با آنها نشوند بلکه دشمنان در یک محدوده بزرگ درگیر باشند، همچنین به گونه ای باشد که کل دشمنان ایران به راحتی در دسترس نیروهای ایرانی باشند، به عنوان مثال بگویم وقتی دشمنان ایران داعش را تشکیل دادند هدف این بود که در نهایت به ایران برسند اما ملاحظه کردیم ایران چند هزار کیلومتر آنطرف تر مرز خود داعش را نابود کرد یا اینکه آمریکایی ها عراق وافغانستان را اشغال کردند تا در نهایت ایران را محاصره و به ایران از چند طرف بتوانند حمله کنند اما تا به خود آمدند متوجه شدند توسط ایران و متحدین ایران در منطقه تحت محاصره قرار دارند و اگر بخواهند حرکتی انجام بدهند همه نیروهایشان در منطقه در خطر می باشند، یا مثلا همه می دانند اسرائیل که هر روز تهدید می کند به ایران حمله کند شاید از نظر تسلیحاتی مدرن ترین تسلیحات آمریکایی را در اختیار داشته باشد اما به خوبی می داند که موشک های ایرانی موجود در اطراف آن بیست ثانیه بیشتر با تل آویو فاصله ندارند و هیچ سیستم دفاعی ای امکان ندارد بتواند جلوی هزاران موشکی که ایران اطراف اسرائیل کاشته را بگیرد.
شاید بد نباشد اینجا پراندزی باز کنم و اشاره کنم که یکی از دلایل عملیات ویژه روسیه در اوکراین این می باشد که ناتو تلاش داشت موشک های خود را در محلی مستقر کند که چهار تا پنج دقیقه با موسکو فاصله داشت، آن هم روسیه ای که مدرن ترین تسلیحات دفاعی جهان را در اختیار دارد، حال تصور کنید که موشک های ایران بیست ثانیه با تل آویو فاصله دارد.
4 – سیاست ایران باید بر مبنای آن باشد که روابط دوستانه با همه کشورهای همجوار داشته باشد.
این در حالی است که ایران به خوبی می داند برخی کشورهای همجوار دشمنی ذاتی تاریخی با ایرانی ها دارند و از هیچ فرصتی برای نابودی ایرانی ها دریغ نمی کنند و نمونه های زیادی از این جریان ها را طی چند قرن اخیر مشاهده کردیم و خوب پس از انقلاب اسلامی در ایران مشاهده کردیم که عرب ها تصور کردند فرصت برای حمله به ایران وجود دارد و همه بسیج شدند تا از صدام حسین حمایت کنند تا به ایران حمله کند.
بدیهی است در صورتی که در کشورهای همجوار مانند عراق یا افغانستان حکومت هایی سر کار بیایند که با ایران دشمن باشند ایران نباید به آنها اجازه دهد قدرت بگیرند و به این دلیل سیاست کلی ایران بر این مبنا می باشد که اولویت حمایت از دولت هایی است که متحد ایران می باشند اما در صورتی که چنین نباشد حد اقل حکومت هایی مستقر باشند که با ایران خصومت نداشته باشند و رابطه متعادل داشته باشند، مانند آنچه امروزه در عراق و یا افغانستان مشاهده می کنیم، یعنی دولت هایی سر کار هستند که نمی توان آنها را متحد ایران تلقی کرد اما دشمن هم نیستند.
5 – علیرغم اختلافات بنیادی و اصولی و ایدئولوژیک که ایران با برخی رژیم ها در منطقه دارد، مانند مثلا اسرائیل یا عربستان سعودی اما مبنای دکترین ایران این نیست که ایران بخواهد به عربستان سعودی و یا حتی اسرائیل حمله کند و جنگ به پا کند و یا مثلا همه یهودی ها در اسرائیل را نابود کند بلکه مبنا بر این است که جامعه بین المللی را متقاعد کند که مثلا برای حل مساله فلسطین رفراندوم برگزار شود و به این گونه نباشد که یک رژیم تحمیلی بر مردم آنجا تحمیل شود و این نقطه در خاورمیانه به مرکز ایجاد آشوب تبدیل شود یا مثلا در قبال عربستان سعودی مبنا بر این است که حد اقل رابطه نسبی با این کشور وجود داشته باشد و به قول معروف با این همسایه که مجبور می باشد تحمل کند بسازد.
و...
می توان گفت دکترین اساسی ایران کلا بر این مبنا می باشد که موجودیت کشور و همچنین امنیت مردم ایران در اولویت قرار داشته باشد و حکومت هر آنچه امکانات و توامندی دارد را برای تامین این دو مقوله یعنی موجودیت و امنیت متمرکز کند.
البته در این زمینه باید توجه داشت که موجودیت مردم در تامین امنیت نظامی آنها خلاصه نمی شود بلکه تامین امنیت اقتصادی و روانی و اجتماعی و... آنها هم باید مد نظر قرار گیرد که امروزه بسیاری از نخبگان در ایران روی این مساله تاکید دارند.
طبق همه قوانین و مقررات بین المللی و همچنین بر اساس همه تعهدات بین المللی ایران این کشور مجاز می باشد یک برنامه هسته ای کامل داشته باشد و غنی سازی تا هر سطحی که نیاز داشته باشد انجام دهد و همچنین انواع و اقسام تجهیزات مورد نیاز برای برنامه هسته ای خود تولید کند.
ایرانی ها هم به خوبی می دانند که هدف غربی ها از مطرح کردن مسایلی که به عنوان دلواپسی از انحراف برنامه هسته ای از آن یاد می کنند فقط بهانه جویی است تا ایران را تحت فشار قرار دهند و در نهایت بتوانند دکترین دفاعی ایران را به هم بزنند و زمینه برای حمله به ایران و نابودی این کشور را فراهم کنند.
تجربه کشورهایی مانند لیبی و عراق و... نشان داده که این دلواپسی غربی ها معمولا زمینه چینی آنها برای حمله به کشورهای دیگر می باشد وامکان ندارد آنها پس از توافق پایبند تعهدات خود باشند.
به هر صورت ایرانی ها برجام را امضا کردند و تعهدات خود را اجرا کردند تا به دنیا ثابت کنند طرف بد عهد و غیر قابل اعتماد که است و امروزه هم مشاهده می کنیم که هنوز طرف های غربی تلاش دارند از تعهدات خود نسبت به ایران طرفه بروند و طبق معمول بهانه جویی کنند.
به نظر می آید حال که دیپلماسی ایران در وین در حالت تنفس قرار دارد میدان وارد عمل شده و ماجرای حمله و نابود سازی پایگاه سری اسرائیلی ها در اربیل از یک طرف و تعلیق گفتگو ها با عربستان سعودی از طرفی دیگر نشان می دهد که ایران رو به تاکتیک های جدیدی در استراتژی کلی خود آورده تا به طرف های مقابل اخطار دهد که اگر بنا نباشد مشکل ایرانی ها حل شود همه در منطقه و حتی جهان مشکل خواهند داشت و اینگونه نخواهد بود که فقط ایرانی ها در فشار باشد.
بحث فقط خاورمیانه و اسرائیل و عربستان سعودی نیست که امروزه مجبور شده اند در حالت آماده باش قرار گیرند سیاسی و یا نظامی قرار بگیرند بلکه از دیگر کشورهایی که به استناد آنچه از آن صلح ابراهیمی نام می برند در حال زمینه سازی برای ایجاد پایگاه های جاسوسی اسرائیل در خاکشان بودند و هستند تا حتی آمریکایی ها واروپاییها.
بدیهی است به موازان جریان اوکراین در صورتی که در منطقه خاورمیانه هم اتفاقی رخ دهد قیمت انرژی در جهان سر به فلک خواهد کشید و احتمال سرنگونی بسیاری از حکومت های غربی در غرب قطعی می گردد.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала