گزارش و تحلیل

آیا ایران میتواند از مرحله گریز بگذرد؟

© Photo / IRNAمذاکرات وین
مذاکرات وین - اسپوتنیک ایران, 1920, 18.12.2021
Telegram
چند ماه پیش بود که در مراسم شامی با تعدادی از سفرا و دیپلمات های اروپایی گپ می زدیم ، آن زمان ایران اعلام کرده بود که تصمیم دارد اورانیوم 60% تولید کند، برخی به استناد نظر کارشناسان خبره کشورهایشان این ادعای ایران را به سخره گرفته بودند.
یکی دو ماه گذشت وایران اعلام کرده که اورانیوم 60% تولید کرده، باز در مراسم دیگری برخی از آنها را دیدیم و اصرار داشتند این یک خالی بندیه.
باز چند هفته بعد در مراسم دیگری آنها را دیدم، اینبار سازمان بین المللی انرژی هسته ای تایید کرده بود ایران اورانیوم 60% تولید کرده، با شوخی گفتم چه شد می گفتید امکان ندارد، ایران توانایی ندارد، خالی بندیه؟
سکوت کردند و گفتند باورمان نمی شد ایران این کار را انجام دهد ولی انجام داد، فعلا باید فکر کنیم که چه کنیم.
قبل از عبور ایران از آن مرحله خیلی برای ایران شاخ و شانه می کشیدند، اما بعد از عبور ایران از آن مرحله متوجه بودند که دیگر کار از کار گذشته وباید فکر دیگری کنند.
روز گذشته مقاله ای نوشتم و از بحث عبور ایران از مرحله گریز صحبت کردم، تعداد زیادی از دوستان امروز تماس داشتند و می خواستند که مساله گریز را برای خوانندگان بازتر کنم.
البته ماجرا بسیار مفصل تر از این است که بخواهم آن را در یک مقاله، حتی طولانی، خلاصه کنم ولی سعی خواهم کرد تا جایی که می توانم آن را خلاصه کنم.
وقتی که بحث گریز مطرح می شود، ذهن بسیاری به بحث گریز هسته ای کشیده می شود ولی منظور فقط گریز هسته ای نیست، گرچه شاید امروزه بحث توانمندی ایران در گریز هسته ای یکی از نکاتی باشد که برای خیلی مورد سوال باشد.
چرا  گره مذاکرات هسته ای باز نمی شود؟ - اسپوتنیک ایران, 1920, 18.12.2021
گزارش و تحلیل
چرا گره مذاکرات هسته ای باز نمی شود؟
دیگر بر کسی پوشیده نیست که بحث هسته ای ایران امروزه به قول معروف به پیراهن عثمان برای زیر فشار قرار دادن ایران تبدیل شده و بهانه ای شده برای اینکه آمریکا و اروپا ایرانیان را در مجامع بین المللی اذیت کنند.
اگر بنا بود که مساله به همین سادگی ها تمام شود همان زمانی که توافق سعدآباد سال 2004 میلادی امضا شده بود و ایران تمام تاسیسات هسته ای خود را پلمپ کرد باید تمام می شد.
امروزه ما در آستانه سال 2022 میلادی هستیم، یعنی چیزی حدود 18 سال از آن توافق که اروپایی ها و آمریکایی ها به هم زدند گذشته.
بعد از توافق برجام هم فرصت بزرگی در قبال غرب وجود داشت تا صفحه مساله هسته ای را ببندد و صفحه جدیدی از تعاملات با ایران شروع کند.
در آن زمان یعنی سال 2015 میلادی دولتی در ایران مستقر بود که کمر همت به کنار گذاشتن تمام اختلافات با غرب بسته بود و آقای روحانی، رئیس جمهوری وقت ایران، به صراحت گفته بود که به دنبال برجام 2 و 3 و... هست.
اما آمریکایی ها و بالطبع ذیل آنها اروپایی ها نشان دادند که هیچ برنامه ای برای حل و فصل اختلافات با ایران ندارند و فقط به دنبال وقت کشی هستند تا زمان مناسب برای نابودی ایران فرا برسد و همان برنامه و نقشه هایی که برای دیگر کشورها مانندعراق و لیبی و سوریه و ... پیاده کردند برای ایران پیاده کنند، و بس.
ایرانی ها، حتی آنهایی که امیدهای کوچکی به امکان حل اختلافات به شکل دیپلماتیک داشتند، هم یقین پیدا کردند که حسن نیتی از طرف مقابل در کار نیست.
حال چه کار باید کرد؟
دوربین های آژانس بین المللی انرژی هسته ای در کرج نصب می‌شوند - اسپوتنیک ایران, 1920, 17.12.2021
دوربین های آژانس بین المللی انرژی هسته ای در کرج نصب می‌شوند
آیا باید نشست و منتظر ماند تا وقت آن برسد که به ایران حمله کنند و بعد ایران به شرایطی بد تر از لیبی و عراق و سوریه و افغانستان و یمن و ... دچار شود؟
البته برخی از آنهایی که فقط به فکر امروزشان هستند و به فکر فردا نیستند ممکن است فکر کنند فعلا همین امروز را بچسبیم ببینیم چه گیرمان می آید فردا را خدا داند زنده خواهیم بود یا نه.
دقیقا همان تفکری که زمانی مخصوصا در دوران قاجاریه رواج داشت و بیشتر هم نفوذی های به اصطلاح تحصیل کرده در اروپا و یا مزدوران وابسته به اروپا در ایران رواج می دادند و موجب آن شد تا ایران دو سوم سرزمین خود را از دست بدهد و امروزه همه ایرانی ها آنهایی را که دست اندرکار این بی تدبیری ها بودند را نفرین کنند.
بله در آن وقت آنها به فکر خوشی حال روز خودشان بودند و برایشان مهم نبود بعدها چه بلایی سر ایران می آید.
اینکه ممکن است همان سرزمین هایی که آنها از دست می دهند روزی بشوند ابزاری برای دشمنان ایرانزمین و مردم ایران تا برایشان شاخ و شانه بکشند.
ولی آنهایی که واقعا به فکر آتیه کشور هستند هیچ وقت اینگونه فکر نمی کنند و برایشان مهم نیست که امروز مردم درباره شان چه فکر می کنند.
برای آنها مهم این است که تاریخ درباره شان چه قضاوتی خواهد کرد.
آنها دنیا را به آخرت بخشیده اند.
حال ممکن است برخی سوال کنند که خوب چاره چیست؟
همان گونه که قبلا نیز مطرح کردم امروزه ایرانی ها مجبور هستند در موارد مختلف از مرحله گریز بگذرند، مرحله ای که معمولا بسیار سخت است.
آنهایی که ورزش های رزمی را تجربه دارند می دانند که برای اینکه فردی برای یک مسابقه آماده شود مجبور است در باشگاه مرحله گریز ورزشی را بگذراند و اگر نتواند آن مرحله را بگذراند مربی به او اجازه نمی دهد که در مسابقات شرکت کند چون ممکن است در مسابقه جانش را از دست بدهد و یا اینکه نقص جسمی پیدا کند.
زاخارووا: روسیه امیدوار است توافقات میان ایران و آژانس به مذاکرات هسته ای وین کمک کند - اسپوتنیک ایران, 1920, 16.12.2021
زاخارووا: روسیه امیدوار است توافقات میان ایران و آژانس به مذاکرات هسته ای وین کمک کند
مرحله گریز ورزشی در بازی های رزمی هم معمولا به این گونه است که ورزشکان به قول معروف اول باید کتک خورش خوب باشد، یعنی آنقدر کتک و ضربه بخورد تا بدنش تحمل ضربات حریف را داشته باشد و با اولین ضربه حریف بازی را نبازد، دوم باید آنقدر در بازی حرفه ای باشد تا هم بتواند جای خالی به حریف بدهد و هم در بازی فن اجرا کند و به حریف ضربه بزند و هم اینکه بتواند در نهایت حریف را ضربه فنی کند.
آنچه زمانی رهبر انقلاب اسلامی در آن به عنوان "نرمش قهرمانانه" از آن نام برد.
خوب در علم سیاست و دولت داری هم چنین است.
ابتدا باید بپذیریم که ما ایرانی ها به دلیل کم کاری بسیاری حاکمانمان طی چند قرن اخیر چندین قرن از جهان نوین عقب افتاده ایم و برای جبران این عقب افتادگی باید تمام سختی هایی که اجدادمان باید در دوران خود می کشیدند را یکجا بکشیم.
اگر ما هم این کار را نکنیم فرزاندانمان مجبور خواهند بود سختی های به مراتب بیشتری را بکشند تا در جامعه جهانی نوین بتوانند جایگاهی شایسته ایران پیدا کنند، البته اگر ما کاری نکنیم وتا آن زمان ایرانی باقی مانده باشد.
بسیاری از ملت ها حتی پس از نابودی کلی کشورهایشان سیاست گریز از مرحله های سخت را پیشه کار خود کردند.
شاید نمونه های بارز این ملت ها را بتوان ملت ژاپن و ملت آلمان نام برد.
ملت هایی که پس از جنگ جهانی دوم با کشورهای تماما نابود شده مواجه شدند اما با طی کردن سختی های بسیار زیاد تلاش کردند تا کشورهایشان به سرعت به جایگاه کشورهای پیشرفته جهان برسند.
اگر بحث فقط بحث گریز هسته ای باشد باید گفت ژاپن رسما مرحله گریز هسته ای را گذرانده و رسما در جایگاهی قرار گرفته که اگر اراده کند می تواند بمب هسته ای تولید کند اما فعلا نیازی به تولید تسلحات هسته ای نمی بیند.
در واقع به این شکل این پیغام را به دیگر کشورهای همجوار خود که تسلیحات هسته ای دارند یعنی کره شمالی ، چین و روسیه می دهد که اگر بخواهند ژاپن را تهدید هسته ای کنند این کشور به سلاح هسته ای مجهز خواهد شد و از خود دفاع خواهد کرد.
البته بر کسی پوشیده نیست که سلاح هسته ای یک سلاح بازدارنده به حساب می آید و به جز آمریکا هیچ کشوری در تاریخ بشریت حاضر نشده جنایت استفاده از این سلاح را به نام خود ثبت کند.
بماند که اسرائیل هم در موارد متعددی سلاح های دارای اورانیوم ضعیف شده و فوسفور سفید که تسلیحات کشتار جمعی به حساب می آید بر علیه مردم لبنان و فلسطین استفاده کرده، حتی بر علیه مقر فرماندهی نیروهای حافظ صلح در شهر قانا در جنوب لبنان، ولی مجامع بین المللی به دلیل فشارهای آمریکا لام تا کام حرفی نزده اند و این جنایتهای اسرائیلی ها هم به حساب آمریکایی ها نوشته می شود.
به هر صورت امروزه ایرانی ها در شرایطی قرار گرفته اند که مجبور می باشند مانند ژاپن مرحله گریز هسته ای را رد کنند و به مرحله ای برسند که به همه بگویند ما تا تولید سلاح هسته ای چند دقیقه بیشتر فاصله نداریم، یا مجبور هستید با ما کنار بیایید و تحریم ها را بردارید و با ما مثل دیگر کشورهای جهان تعامل کنید یا هرچه شد دیگر تقصیر خودتان هست.
سخنان اخیر آقای بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی هسته ای ایران در باره اینکه ایران سالها است توان تولید سلاح هسته ای را دارد اما خودش نمی خواهد آن را تولید کند هم شاید در همین راستا باشد.
یعنی تهدید به اینکه اگر این روند فشار و تحریم بر علیه ایران را ادامه دهید ایران از آن مرحله رسما گذر می کند.
بسیاری از نخبگان ایرانی هم امروزه به این نتیجه رسیده اند، ما که همه تحریمها را تحمل می کنیم پس چرا نباید از مرحله گریز هسته ای عبور کنیم و حد اقل موازنه هسته ای با کشورهایی که هر روز چندین بار تهدید به حمله و نابودی ایران می کنند ایجاد کنیم.
حد اقل آنوقت برگه فشار بزرگی در دستمان خواهد بود که اگر بخواهید ما را تهدید نظامی کنید و یا بخواهید آنوقت ما نیز برای ایجاد بازدارندگی دست به تولید تسلیحات هسته ای خواهیم زد.
البته بحث گریز فقط مربوط به گریز هسته ای نیست بلکه ما نیاز داریم در مسایل دیگر هم گریز یا عبور داشته باشید که امروزه وقت آن رسیده که به آنها نیز فکر کنیم.
بیشترین چیزی که امروزه ما نیاز داریم گریز از تحریم ها است.
یعنی شرایطی ایجاد کنیم که تحریم ها نه فقط روی ایران تاثیر گذار نباشد بلکه به گونه ای باشد که ضرر اش برای دیگران بیش از ضرر اش برای ایرانی ها باشد.
نکته ای که شاید بسیاری از دولتمدران ما هیچ وقت به آن توجه نداشتند این بود که اصلی ترین دلیل موفقیت آمریکا در اعمال تحریم ها بر علیه ایران این بود که توانستند کاری کنند که حضور یا عدم حضور ایران در اقتصاد جهانی ویا معادلات سیاسی جهانی بی تاثیر باشد، وما هم در برخی موارد زمینه را برای توانایی آمریکا در اجرای این سیاست فراهم کردیم.
اگر اینگونه نبود قطعا کشورهای جهان در شورای امنیت با تحریم های کذایی آمریکا بر علیه ایران موافقت نمی کردند.
زمانی که ایران تصمیم گرفت نفت خود را ملی کند آمریکا و انگلیس نفت ایران را تحریم کردند اما چون جامعه جهانی نمی توانست نفت ایران را کنار بگذارد این تحریم ها آنچنان تاثیر مطلوب را نداشتند و در نتیجه بیشتر خود آمریکا و انگلیس متضرر شدند و در نهایت همه می دانند آنها مجبور شدند کودتای 28 مرداد را ترتیب بدهند.
توجه داشته باشید که برای چند دهه پس از انقلاب در ایران بسیاری از کشورهای جهان حاضر نبودند آمریکا را در تحریم نفت ایران و یا سیستم بانکی ایران با آمریکا همراهی کنند چون بیم آن را داشتند که تحریم نفت ایران می تواند قیمت نفت را به صورت تخیلی بالا ببرد واقتصاد های آنها فرو بپاشد.
آمریکا برای اینکه این خواسته خود را بتواند محقق کند مجبور شد منابع نفع عراق و سوریه و لیبی را تصرف کند تا به دیگر کشورها تضمین بدهد وقتی که ایران را تحریم می کنند با کمبود نفت مواجه نخواهند شد که هیچ، بلکه با وفور نفت هم مواجه خواهند شد.
کما اینکه به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس فشار آورد تا آنها نیز تولید نفت خود را افزایش دهند و نفت را با آنچنان قیمت های پایینی در بازار عرضه کنند که همه حتی از تحریم شدن نفت ایران خوشحال شوند.
خوب چون اقتصاد ایران هم کاملا وابسته به نفت بود، ایران بیشتر ضربه دیدی و البته برخی کشورهای اروپایی که شرکتهایشان از ایران خارج شده بودند.
البته شرکت های بزرگ آنها مانند مثلا توتال و بی پی و رنو و پژو و ایرباس و بوئینگ و... همه توقع دارند چون بازار ایران تشنه است در صورتی که روزی تحریم ها برداشته شود بیایند و سهم خود را با سود های قبلی برداشت کنند.
یعنی در واقع آنها به اقتصاد ایران به عنوان پس اندازی نگاه می کنند که فعلا کنار گذاشته اند تا بعدها بتوانند از آن بهره ببرند.
از سوی دیگر چون ایران سیاست خصومت را با بیشتر کشورهای جهان پیشه خود کرده بود حتی ایران در این زمینه از حمایت سیاسی دیگر کشورها هم برخوردار نبود.
مثلا نمی توانید توقع داشته باشید زمانی که در خیابان های ایران شعار مرگ بر چین و مرگ بر روسیه طنین انداز می باشد و این شعارها روی در و دیوار نوشته شده، این کشورها بیایند در شورای امنیت از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده کنند و رو در روی آمریکا و غرب قرار گیرند.
مخصوصا در شرایطی که هم روسیه و هم چین در آن زمان خودشان در شرایط نا مناسبی قرار داشتند و منافعشان اقتضا نمی کرد که با آمریکا و غرب وارد درگیری شوند.
باید به این نکته توجه داشته باشیم و شاید آن را آویزه گوشمان کنیم که در معادلات بین المللی همه چیز بر اساس منافع مشترک کشورها است و چیزی به نام حب و بغض وجود ندارد.
ما باید از این مرحله سیاسی عبور کنیم و کاری کنیم که منافع سیاسی دیگر کشورها با ما همسو شود وحتی گره بخورد.
شاید بتوان گفت امروزه بسیاری از شرایط برای اشتراک منافع سیاسی ما با دیگر کشورها مخصوصا چین و روسیه فراهم است و خوب مثلا عضویت ایران در گروه شانگهای می تواند زمینه این همسویی را فراهم کند، که البته هنوز کافی نیست و نیاز به همسویی عملی در سیاست ها وجود دارد.
وقتی که ما در یک مجموعه بلوک قدرت در جهان قرار داشته باشیم طبیعتا آن بلوک قدرت هم در مجامع بین المللی پشتیبان ما خواهد بود.
کما اینکه مثلا در همین گفتگو های اخیر وین مشاهده کردیم که نمایندگان روسیه و چین با تمام قدرت کنار نمایندگان ایران ایستادند.
امروزه اگر بحث پرونده هسته ای ایران دوباره به شورای امنیت نمی رود به این دلیل نیست که برخی رسانه های ضد ایرانی به عنوان عقب نشینی ایران در تعاملات با آژانس بین المللی انرژی هسته ای مطرح می کنند، چون عملا ایران هیچ عقب نشینی ای انجام نداده، بلکه به این دلیل است که غربی ها به خوبی می دانند اگر حتی این پرونده به شورای امنیت برود شرایط اجماع در شورای امنیت وجود ندارد و ممکن است طرح های آنها با وتوی روسیه و چین مواجه شود.
می توان گفت ایران کم کم در حال عبور از مرحله گریز سیاسی است و امروزه نیاز دارد که روی عبور از مرحله گریز نظامی و گریز اقتصادی اش هم فکر کند.
در باره مرحله گریز نظامی هم باید بگوییم منظور از مرحله گریز نظامی این است که ایران از مرحله وابستگی به دیگر کشورها برای تامین نیاز های دفاعی خود عبور کند و به مرحله ای برسد که خود توان تولید آنچه برای دفاع از خود نیاز دارد را داشته باشد.
روسیه به هرگونه قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس رای مخالف خواهد داد - اسپوتنیک ایران, 1920, 02.12.2021
واکنش روسیه به گزارش آژانس انرژی اتمی درباره غنی سازی اورانیوم در فردو
البته این به معنای همکاری نظامی با دیگر کشورها جهت تولید تسلیحات مورد نیاز نمی باشد اما هر چه قدر کشوری بیشتر وابسته به تولید داخلی خود باشد آنوقت می توان گفت این کشور از مرحله گریز نظامی نیز گذشته و جایگاه این کشور در میان دیگر کشورهای جهان متفاوت خواهد بود.
همین که مشاهده می کنیم هم وغم اعضای کنگره آمریکا امروزه روی مقابله با تولید پهبادی ایران و یا موشک های ایرانی متمرکز شده یعنی باید متوجه باشیم که ما در راه صحیح قرار داریم و این راه آنقدر برای دشمنان ما تلخ است که مجبور می باشند قوانین تحریمی برای آن بر علیه ما اعمال کنند.
خوب قبل از اینکه این تحریم ها بتواند عملیاتی شود ما باید مرحله گریز را عبور کرده باشیم و به جایی برسیم که این تحریم ها نتواند روی برنامه های دفاعی ما تاثیر گذار باشد.
می ماند بحثی که بنده عنوان گریز اقتصادی را روی آن می گذارم.
ایران جزو معدود کشورهای جهان می باشد که می تواند هر مردم اش نیاز دارند خودش تولید کند.
فقط ایالات متحده آمریکا، برزیل، مصر بزرگ (شامل مصر – سودان – اثیوپی ) هستند که در کنار ایران چنین شرایطی را دارند.
آمریکایی ها سالها است که به دنبال تجزیه و نابودی ایران، برزیل و مصر بزرگ گاهی با سیاست و گاهی با راه اندازی جنگ و یا فراهم نمودن رسیدن افراد نا کارآمد در راس قدرت می باشند تا هیچ کشوری جز آمریکا چنین شرایطی را نداشته باشد.
ویژگی دیگری که ایران از آن برخوردای می باشد ثروت و منابع زیر زمینی و موقعیت ژئوپولیتیک آن است.
اگر تحریم های آمریکا و حتی شورای امنیت تا به حال نتوانسته ایران را به زانو در بیاورد هم به این دلیل است که ایران چنین شرایطی را دارد.
امروزه ایران علاوه بر همه اینها توانسته شرایط جدیدی را نیز برای خود ایجاد کند و آن نفوذ منطقه ای ایران از اقیانوس هند گرفته تا دریای مدیترانه.
در این زمینه می توان گفت که دیپلماسی میدان و دیپلماسی ایدئولوژیک توانسته اند نقش بسزایی بازی کنند اما دیپلماسی سنتی و دیپلماسی اقتصادی هنوز نتوانسته اند به دیپلماسی های میدان و ایدئولوژی برسند.
اگر ایران بتواند از توانمندی های میدان و ایدئولوژی خود در راستای مسایل سیاسی و اقتصادی بهره ببرد آنوقت می توان توقع داشت ایران از بزرگترین مرحله گریز خود که حتی مهم تر از مساله گریز هسته ای است عبور کرده.
شاید بتوان گفته امروزه فرصت بسیار کم است اما هنوز فرصت از بین نرفته تا ایران با استفاده از موفقیت های میدانی و ایدئولوژیک خود برای نفوذ در منطقه بتواند شرایط ایجاد یک شاهراه تجاری بین المللی که از اقیانوس هند به دریای مدیترانه می رسد و از سوی دیگر از خلیج فارس به شمال اروپا و مرکز اروپا و جنوب اروپا می رسد، بهره ببرد.
اگر ایران بتواند خود را به یک هاب ارتباطی شرق وغرب و جنوب به شمال و برعکس تبدیل کند آنوقت شرایط ایران به گونه ای می شود که حتی اگر هم بخواهند ایران را تحریم کنند دیگر نمی توانند چنین کنند.
واقعیت امر هم این است که امروزه واهمه آمریکایی ها بیش از اینکه بحث هسته ای ایران باشد بحث گریز ایران از مرحله ای که می توان آن را تحریم کرد به مرحله ای که دیگر نمی توان آن را تحریم کرد می باشد و به همین دلیل هم هست که آنها اصرار بر آن دارند که علاوه بر بحث هسته ای مباحث دیگری مانند بحث دفاعی وموشکی و نفوذ منطقه ای ایران را پای میز مذاکره بیاورند چون می دانند آن دو مورد دیگر از بحث هسته ای هم مهم تر هستند.
در پایان باید گفت ایران توانمندی بالقوه دارد تا از همه مراحل به اصطلاح گریز عبور کند اما مهم این است که هم اراده وهم برنامه ریزی صحیح برای آن وجود داشته باشد.
نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала