گزارش و تحلیل

"ملکه زیبایی ایران" در تفلیس: همیشه و درهرحالتی لبخند بزنید! + عکس

© Photo: courtesy of Miho Neiman"ملکه زیبایی ایران" در تفلیس: همیشه و درهرحالتی لبخند بزنید!
ملکه زیبایی ایران در تفلیس: همیشه و درهرحالتی لبخند بزنید! - اسپوتنیک ایران
Telegram
اسپوتنیک در چارچوب طرحی تحت عنوان "گرجستان از دید خارجیان" مصاحبه با خانم مینا جی، مدل ایرانی را منتشر کرده است.

مینا جی، یک مدل ایرانی است که در سال 2015 در مسابقه ملکه زیبایی در هند عنوان "دوشیزه فوتوژئیک (خوش عکس) را به دست آورده است. وی با بسیاری از آژانس ها همکاری نموده، در نمایش ها شرکت کرده و عکس هایش 

مجلات و پیام های تجاری گوناگون دیده می شود. مینا از همان نگاه اول عاشق تفلیس شده است. اکنون هتل متعلق به وی در حال کار در پایتخت گرجستان است.مدل ایرانی قصد دارد هتل هایش را در کشورهای دیگر نیز دایر کند. علاوه بر این جواهرسازان ایتالیایی بر اساس طرح های مینا زینت آلات و لوازم جانبی ساخته اند و این مدل ایرانی قصد دارد به زودی آنها را در گرجستان عرضه کند.
ـ لطفا اندکی درباره خانواده تان صحبت کنید.

ـ من در اصفهان به دنیا آمده ام. در دانشکده میکرب شناسی دانشگاه آزاد تحصیل کرده و با درجه کارشناسی فارغ التحصیل شده ام. علاوه بر حرفه اصلی، به طراحی و کار به عنوان مدل علاقمند هستم و این عرصه ها برایم بسیار جالب هستند. کار به عنوان مدل که نیروی زیادی را صرف آن می کنم، مرا سرشار از انرژی می سازد…. به نظر می رسد می توانم بی نهایت کار کنم. خانواده بزرگی دارم. سعی می کنم از مادرم پیروی کنم ومی خواهم شبیه وی باشم. وی زن بسایر قوی است و دارای کارو کسب خود بوده و به دستاوردهای بسیاری در زندگیش رسیده است. اکنون وی به دیگران کمک می کنند و همه روی حرفهایش حساب می کنند… مادرم برای من شخصیت بسیار معتبر و منتقد واقع بین است.

ـ شما در دبی نیز به عنوان مدل کار می کنید؟
ـ همیشه به همراه خانواده به دبی رفته ام و یکی از برادرانم در آنجا زندگی می کرد.من هم پس از پایان تحصیل به آنجا رفتم. این شهر دارای امکانات زیاد است. در آنجا آژانس های زیادی وچود دارد و من به عنوان مدل با یکی از انها همکاری می کنم. در نمایش های مد حضور یافته و در مصاحبه ها شرکت می کنم…
ـ شما به طراحی زینت آلات نیز می پردازید…
ـ بله. من صاحب خط تولید زینت آلات و لوازم جانبی هستم. همچنین همکاری با جواهرسازان ایتالیایی را آغاز کرده ام.
ـ چگونه به مسابقه ملکه زیبایی راه یافتید؟
ـ در سال 2015 مسابقه "ملکه زیبایی آسیا" در شهر کوچین هند برگزار شد. در مسابقه انتخابی در دبی در جستجوی "ملکه زیبایی ایران" بودند و من تصمیم گرفتم شرکت کنم و در مصاحبه مربوطه حضور یافتم. دو ماه گذشت. طی این مدت من به همراه خانواده ام به ایران برگشته و سپس دوباره به دبی رفتم. من حتی امیدوار این نبودم که انتخاب شوم و تقریبا این مسابقه را فراموش کرده بودم. در یک روز خوب به من تلفن کرده این خبر خوشحال کننده را به من اطلاع دادند… این برای من مسئولیت بسیار بزرگی بود چون نمایندگی کردن میهنم را در پیش داشتم. من خوشبخت بودم!از همان اولین روز آماده شدن را شروع کردم چون این فقط مسابقه زیبایی نیست. لازم است استعدادهای گوناگونی را نشان داد. به همه چیز و اینکه چگونه فکر می کنی و چگونه می توانی محسنات و خوبی های خود و کشورت را نشان دهی، توجه نشان می دهند. ما 11 نفر از 11 کشور بودیم. باهم دوست شدیم و دوستی ما تا به امروز ادامه دارد. کاملا صادقانه مواظب و مشوق همدیگر بودیم. من از زمان نوجوانی در این عرصه حضور داشتم و از قرار معلوم این تجربه در مسابقه ملکه زیبایی به من کمک کرد… عنوان "دوشیزه خوش عکس" را به دست آوردم. بی نهایت احساس خوشبختی می کردم. پس از بازگشت از هند به دبی، همه مرا می شناختند و پیشنهادات زیادی دریافت کردم. از آن زندگی من تغییر کرد.

ـ چگونه تصمیم گرفتید برند خود را به وجود آورید؟
ـ من همواره به فکر این بودم اما در گذشته هنوز کم سن و سال بودم و امکان موفقیت من اندک بود… پس از مسابقه ملکه زیبایی آسیا زمانی فرا رسید که دیگر می توانستم به آرزوی خود در زندگی تحقق بخشم. اولین کارهای طراحی من در نمایشگاه ابوظبی بود. این همان زینت آلات طلایی است که جواهر سازان ایتالیایی ساخته اند.اکنون به ساخت لوازم جانبی مشغولم و به زودی آنها را به گرجستان خواهم برد.
ـ وقتی برای اولین بار به گرجستان آمدید، چه احساسی داشتید؟
ـ برای نخستین بار بیش از یک سال قبل به عنوان گردشگر به گرجستان آمدم و به قول معروف از همان نگاه اول عاشق این سرزمین شدم. پس از بازگشت به دبی آنقدر زیاد از گرجستان تعریف می کردم که اکثر دوستانم به اینجا آمدند. دائما دلم می خواست دوباره به این کشور سفر کنم و بالاخره به همراه مادر و فاضله، برادرزاده ام به اینجا آمدیم. فاضله همسن من و بهترین دوستم است. از ان زمان تا به حال من و فاضله نمی توانیم بدون این بهشت زندگی کنیم. ما باهم در اینجا کار می کنیم…
ـ مینا، شما چه چیزهایی را درباره گرجستان می دانید؟
ـ می دانم که گرجستان دارای تاریخ و فرهنگ غنی است که در همه چیز احساس می شود. از مردم اینجا خوشم می آید. خیلی مذهبی هستند، دوست داشتن را بلدند، خون گرم هستند و به نهاد خانواده احترام می گذارند. من از دیدن مجسمه "کارتلیس ـ ددا" خیلی خوشم آمده و هر جای تفلیس که باشم، تلاش می کنم باردیگر به آن نگاه کنم. از کلیسای جامع تثلیث تفلیس که مکان بسیار جالبی است، بازدید کردم. از شهر باستانی متسختا نیز دیدن کرده ام و این شهر تاثیر زیادی روی من گذاشت… من در اینجا دوستان گرجی زیادی پیدا کردم. آرزوی من تحقق یافته و اکنون من در اینجا هستم. با وجود اینکه ساختن چیز تازه آسان نیست، گام به گام جلو رفته و همه کارها را برای رسیدن به موفقیت انجام می دهم. خوشحالم که زندگی من چنین شکلی را پیدا کرده است…

ـ شما بسیار زیبا هستید و حتما دارای دارای خاطرخواهان زیادی در ایران، دبی و حالا در گرجستان هستید…
ـ آنچه به ظاهر مربوط می شود، فکر می کنم که این موهبت خدایی است.. سعی می کنم هرچه بیشتر لبخند بزنم و با لبخندم به خاطر همه چیز از خدا سپاسگزاری کرده و گرمای وجودم را به مردم هدیه کنم… اما خاطرخواهان… هیچ وقت با توجه به ظاهر آدمها قضاوت نمی کنم. برای من نکته اصلی باطن و درون آدم و این است که او چه چیزی را در من می بیند. و ضمنا می بینم که لبخندش چگونه است… آخر آدم خنده رو زیباترین آدم است!
ـ آیا اولین مهمان هتل تان را به یاد دارید؟
ـ البته که به خاطر دارم! این حکایت بسیار خنده داری است. ما پس از دریافت اولین درخواست رزرو با بی صبری در انتظار مهمان خود بودیم. او آقای رابرت از انگلستان بود و قصد داشت چهارروز در تفلیس باشد اما اما آنقدر از اینجا خوشش آمد که فقط ده روز بعد رفت.وقتی او وارد مهمانخانه ما شد، ما در کنار دیوار صف بسته و به چشمانش نگاه کردیم. سپس همه باهم به دنبال وی دویدیم. این بسیار خنده دار بود…اگر خیلی زیاد چیزی را بخواهی و با تمام وجود برای رسیدن به آن تلاش کنی، آرزویت حتما بر آورده خواهد شد. همچنین در همیشه و هرحالتی لبخند بزنید!

نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала