ثبت نام با موفقیت انجام شد!
لطفاً لینک ارسال شده به ایمیل را دنبال کنید
گزارش و تحلیل

آرمان کردها برای استقلال، پس از مسعود بازرانی به کجا می رود؟

© AFP 2021 / Safin Hamedآرمان کردها برای استقلال، پس از مسعود بازرانی به کجا می رود؟
آرمان کردها برای استقلال، پس از مسعود بازرانی به کجا می رود؟ - اسپوتنیک ایران
آيا بارزاني، روياي استقلال کردستان را براي کردها دفن نمود، يا آبروي سياسي خود را خريد!

به گزارش اسپوتنیک، مسعود بارزاني از رياست اقليم کردستان استعفا داد. اين استعفا در میان یک بحران سیاسی در منطقه پس از انتقال رسمی کرکوک به بغداد و شبه نظامیان شیعه رخ داد. مخالفان بارزانی، وي را متهم به تسلیم شهر به غير مي کنند. در عين حال، مسعود بارزانی در سخنراني خود در تلویزیون، بحران بوجود آمده و حملات پس از رفراندو استقلال کردها را به هم متحد اخير خود آمريکا نسبت مي دهد.

اکنون، آرزوي ديرين کردها براي ايجاد کشور مستقل در خاورميانه پس از استعفاي مسعود بارزانی چه مي شود. اسپوتنیک در ارتباط با اين موضوع با کارشناسان — تحليگران و مردم کردستان عراق مصاحبه نموده است.

صهیب شیخ احمد کاکه محمود،  روزنامه نگار و کارشناس سیاسی، مدیر کل دیجیتال مدیا شبکه جهانی کردستان NTR TV معتقد است که مسعود بارزانی رویای مردم کرد را بر باد داد و با خود دفن نمود:

 

اما جمال رسول دنخه، فعال سیاسی کردستان ایران، مقیم اربیل نظر ديگري در اين خصوص دارد. به عقيده وي پس از خروج بازراني، کردها باز به راه خود ادامه مي دهند، کردها هرگز تسليم نخواهند شد و به مبارزه خود ادامه مي دهند:

ملت کردستان در طی تاریخ مبارزات خود شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری بوده و جدیدترین فراز و نشیب خود را طی روزهای گذشته در کردستان عراق تجربه کرد. با توجه به اینکه کردستان بزرگ از لحاظ جغرافیایی در بین چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه تقسیم گشته است، باید اذعان نمود که اولا هر کدام از بخش‌های کردستان خود احزاب و جریان‌های سیاسی مختص بە خود را دارند و آنان با توجه به خط مشی و سیاست‌های خود مبازره و بدون دخالت در امور همدیگر و حامی همدیگر مبارزه می‌کنند.

با توجه به این موضوع باید خاطر نشان کرد که بسیار عادی و سهل می‌نماید که ملت کرد در طول مبارزات خود شاهد فراز و نشیب‌های زیادی چه اکنون و آینده خواهد بود و این نیز بدان معنا نیست که از بازی سیاست منطقه‌ای و معادلات آن حذف خواهد شد و هیچگونە تاثیری بر رویداهای آن نخواهد داشت، چرا که باید همه کشورهایی که کردستان در بین آنان منقسم شده است به این واقعیت اعتراف کنند که ملت کرد و مسائل و رویداهای پیرامون آن در منطقه "مشکل" نیست،  بلکه "مسئله" است و تا زمانی که مسئولان این کشورها و جهان به مسئله کرد به عنوان یک مسئله نگاه نکرده و حامی کردها در مبارزات دمکراتیک آنها نباشند منطقه خارومیانه به طور مدام و پیویسته جولانگاه حوداث خواهد بود.

همچنین انکار مسئلە کرد و کردستان خود دامن زدن لاینحل کردن مشکلات منطقه است این نیز بە دلیل بر می‌گردد که سطح آگاهی سیاسی ملت کرد به مانند گذشته نیست و کوچکترین رویداد در هر بخش از کردستان همبستگی ملی ضمنی بوجود می‌آورد و این نیز انکارناپذیر است.

اما باید گفت که هر مبارزه که از سوی شخصی پر نفوذ رهبری و هدایت می‌شود مشخص است که با کناره‌گیری شخص اول تا حدودی صحنە مبارزه کم رنگتر خواهد شد و شاید تا مدت زمانی فعالیت‌های آن حزب یا جریان راکد بماند، البته باید گفت که این راکد ماندن به معنای خارج شدن از حیطه مبارزه و میدان سیاست نیست بلکه صف آرایی و آرایش سیاسی رهبران جدید برای بدست گرفتن اریکه قدرت زمانبر است.

مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق که از سال 2005 میلادی تا کنون رسما ریاست اقلیم کردستان را بر عهده داشته است، هیچ کس و سران هیچ کشوری در منطقه و غرب منکر نفوذ و فعالیت‌های پر ثمر آن در صحنە مبارزه نیستند؛ به ویژه در میدان حزب خود "پارت دمکرات کردستان" وی همیشە شخص اول بود. سیاست‌های حزب دمکرات کردستان از بدو تاسیس  تاکنون سیاست حق تعیین سرنوشت بوده است و رهبران این حزب نیز با توجه به شرایط سیاسی جهان و منطقه در سیاست حزبی خود اقدام کردەاند.

حزب دمکرات کردستان قبل از هر چیزی حزبی "ناسیونالیست" با تفکراتی "مدرن و دمکراتیک" کە سیاست و برنامه‌های این حزب نیز برگرفته از "برنامە اساسنامه حزب دمکرات کردستان ایران"(PDKI) است. با تمرکز بر سیاست این حزب و پایگاه سیاسی کنونی آن و مضاف بر شرایط کنونی منطقه بخصوص از سال 2014 که اقلیم کردستان  در جنگ علیه تروریسم نقش اول را داشت بعید بە نظر نمی‌رسید که این پارت دمکرات کردستان و اقلیم کردستان جایگاه ویژه‌ای در جهان پیدا کند و منطقه فوکوس سیاسی سران جهان شود و این به لحاظ جایگاه ژئوپولتیک کردستان برای کشورهای ایران، ترکیە، عراق و سوریه قابل تحمل نبود.

در چنین شرایطی که خاورمیانه سرشار از ایجاد حوادث سیاسی و جنگ افروزی است، بعید به نظر می‌رسد که نگاه کشورهای منطقه به اقلیم کردستان و خصوصا مسئلە کرد معطوف نشود. چرا که با توجه به سیستم‌های غیر دمکراتیک سیاسی کشورهایی کە کردستان در میان آن تقسیم شده است این ارجحیت سیاسی اقلیم کردستان برای مسئولان این قابل هضم نبود و آنان نیز پیویسته در سیاست داخلی خود نسبت به قدرت گرفتن اقلیم کردستان هشدار می‌دادند و آن را خطری بر امنیت و سرزمین خود قلمداد می‌کردند.

مسعود بارزانی خود نیز بارها در سخنان خود بیان داشته بود که بغداد حق ملت کرد را ضایع می‌كند و این در حالی بود که کسی نسبت بە این مضوع اقدام نمی‌كرد. گوش ندان بە این سخنان بارزانی از سوی مجامع بین المللی و خصوصا بغداد وی را بر آن داشت که مسئولان اقلیم کردستان عراق به برگزاری همه‌پرسی برای استقلال کردستان که قبلا انجام آن را اطلاع داده بوده و در نشست‌های خود با کشورهای غربی از آن صحبت کرده بودند، اقدام کنند.

برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان دقیقا تیر آخری بود که بارزانی و مسئولان اقلیم کردستان بر سیاست‌ و رفتار سران کشورهایی که کردستان در بین آنها تقسیم شده است، شلیک کردند و آب پاکی از لحاظ خط مشی سیاسی خود را بر دستان آنان ریخته و بە سیاست خود جامه عمل پوشاند. برگزاری همه‌پرسی موجب شد که سایر بخش‌‌های کردستان مانند کردستان ایران، کردستان ترکیه و کردستان سوریه نیز از آن حمایت کردە و حتی به خیابا‌ن‌ها آمده و پایکوبی و شادی کردند.

بارزانی و حامیان وی نیز اقرار کرده بودند که بعد از همه‌پرسی، اقلیم کردستان شرایط سختی را خواهد گذراند و باید آماده حوادث آتی باشند و آنچە که در 16 اکتبر امسال روی داد بخشی از حوادث مهم بود که باید گفت استقلال کردستان را بە عقب کشید نه لغو کرد.

آقای مسعود بارزانی خود نیز در سخنرانی و گفتگوهایش بارها اظهار داشته بود که وی بعد از انجام همه‌پرسی از سمت ریاست اقلیم کردستان کنار خواهد کشید و اجازه نخواهد داد که مدت زمان ریاست وی تمدید شود و آنچه که شاهدیم روی داد.

در پایان باید گفت که با کناره‌گیری مسعود بارزانی از سمت ریاست اقلیم کردستان بی گمان کشورهای غربی و آمریکا نیز باید در سیاست‌های خود تجدید نظر کنند چرا که تقسیم قدرت بارزانی خود مناسبات را برای کشورهای غربی و حفظ منافع آنان در اقلیم کردستان دشوار می‌کند. از سویی دیگر برگ همه‌پرسی استقلال کردستان خود تهدیدی جدی و همیشگی برای سایر کشورهای منطقه است. همچنین کناره‌گیری مسعود بارزانی از سمت خود تنها به لحاظ "احساس مشترک" ملت کرد تاثیر گذار خواهد بود نه به عنوان تاثیرات سیاسی بر بخشی دیگر از کردستان، دلیل آن هم این می‌باشد که همچنان که در فوق اشاره گردید هر کدام از بخش‌های کردستان خود احزاب و جریانات خاص و موثر خود را دارند و این نیز با توجە بە عدم دخالت سایر احزاب کردستان در سیاست‌های و همچنین حمایت از همدیگر می‌باشد.

از سوي ديگر، کارشناس و تحليلگر ايراني جناب آقاي دکتر ماني محرابي (تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و عضو هیات علمی دانشکده روابط بین الملل جمهوری اسلامی ایران) در اين خصوص مي گويد که ممکن است کردها به طور موقت استقلال را فراموش مي کنند، زیرا بارزانی تنها تاریخ "مرگ" رهبری سیاسی خود را به صورت حرفه اي با اين روش به تعويق انداخت:

ریاست مسعود بارزانی بر اقلیم کردستان عراق بعد از دو دوره چهار ساله و تمدید مجدد ریاست وی به مدت دو سال، عملا در سال 2015 به پایان رسید و ریاست بارزانی در دو سال اخیر بر خلاف قانون کردستان بوده است. همه پرسی استقلال کردستان عراق آخرین مهره بارزانی در جهت ایجاد توجیه حضور در مقام ریاست اقلیم بود که در کنار اهداف ملی و برون مرزی، به راحتی توانایی دست یابی به موقعیت و جایگاه ویژه سیاسی را برای وی دست یافتنی می‌کرد اما مخالف‌های داخلی اقلیم کردستان، مسئولین عراق و همسایگان برون مرزی این اقلیم خودمختار وقوع آن را عملا غیر ممکن ساخت و اصرار عجیب بارزانی بر برگزاری رفراندوم نیز به لجاجت سیاسی گروید.

با شکست طرح رفراندوم و در پی آن از دست دادن کنترل مهمترین شهر مورد مناقشه کردها و دولت مرکزی عراق یعنی کرکوک، بارزانی به دست خود کردها را در موضع ضعف شدید در مقابل دولت مرکزی عراق قرار داد و با موجی شدید از مخالفت‌های داخلی اقلیم کردستان مواجه شد.

در این شرایط بارزانی تنها دو گزینه پیش روی خود داشت:

الف، ادامه فعالیت سیاسی به شکل گذشته و مرگ کامل سیاسی.

ب، ارائه استعفاء به پارلمان همزمان با واکنش‌های منفی از سوی هواداران حزب دموکرات کردستان عراق و امید به بازگشت به عرصه سیاست در آینده.

در این میان بارزانی گزینه دوم را انتخاب کرد تا مرگ سیاسی خود را به تعویق بیاندازد لیکن فارق از هر اتفاق سیاسی‌ای که پیش روی اقلیم کردستان عراق باشد، بارزانی فعلا به حیات سیاسی خود به عنوان دولت سایه ادامه خواهد داد.

بدين ترتيب، اگر چه سه کارشناس ما نظرات متفاوتي در اين زمينه دارند، اما مي توان اين نتيجه را گرفت که اگرچه استقلال اقليم کردستان در اين رفراندوم هنوز محقق نشده است، اما به دست فراموشي نسپرده شده است. کردها در آينده دير يا زود به احتمال زياد باز با اين مسئله به عنوان يک مسئله هويتي برخورد خواهد نمود.

 

 

 

 

 

 

 

نوار خبری
0
ابتدا جدیدها ابتدا قدیمی ها
loader
پخش زنده
Заголовок открываемого материала
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала