ثبت نام با موفقیت انجام شد!
لطفاً لینک ارسال شده به ایمیل را دنبال کنید
گزارش و تحلیل

آیا فقط عزرائیل باید برخی را بازنشسته کند؟

امروز صبح مطلبی را از آقای محمد علی ابطحی معاون آقای خاتمی خواندم بسیار قابل تامل بود، وی در مورد خودداری بسیاری از مسئولین در ایران از بازنشستگی صحبت کرده بود و سوال می کرد آیا همه باید منتظر عزرائیل بمانند تا مرگ بازنشسته شان کند؟

اتفاقی که شاید برای بسیاری در جهان باور کردنی نباشد اما در ایران این روزها بسیار مرسوم شده و آن خودداری بسیاری از مسئولین ارشد از بازنشستگی است.
شاید بتوان گفت آقای ابطحی انگشت روی اصلی ترین مشکل سیستم حکومتی در ایران گذاشته و آن هم چنگ انداختن برخی بر کرسی های مدیریتی.
علیرغم اینکه قوانین متعددی برای ممنوعیت استفاده مجدد از این افراد وجود دارد اما با توجه به نفوذ بسیار قدرتمندی که اینان در سیستم حکومتی پیدا کرده اند با استفاده از ماده و تبصره های قانونی به شکل های مختلف مجددا به پست های عالی دست پیدا می کنند.
بی دلیل نیست که همه جای جهان به این نتیجه رسیده اند که کارمندان پس از مدتی باید بازنشسته شوند و نیروهای جوان به تدریج جایگزین آنها گردند تا حکومت ونظام بتواند به زندگی خود ادامه دهد.
اگر هم برخی کشورها تلاش می کنند سن بازنشستگی را یکی دو سال افزایش دهند به این دلیل است که نیروی جوان کافی برای جایگزینی این بازنشستگان را ندارند، نه مثل ایران که نیروی جوان بی کار در خیابان ها به دنبال کار است و بعد بازنشستگانی که دیگر ایده جدیدی برای ارائه ندارند ده ها پست را اشغال می کنند.
در بسیاری از کشورها مرسوم است که برخی از شخصیت های عالیرتبه که امکان جایگزینی آنها وجود ندارد برای مصلحت نظام و حکومت تا زمانی که امکان داشته باشد در منصب خود باقی بمانند و در مورد آنها بازنشستگی معنی ندارد، که این امر یک استثنا است، اما وقتی ماجرا به تعداد زیادی از کرسی های مدیریتی حتی در سطح رده های میانی برسد ماجرا دیگر یک مریضی اداری است و نه مصلحت نظام یا مملکت.
جای تاسف دارد که هنوز هم بسیاری از مقامات عالیرتبه حاضر نیستند بپذیرند که اگر این افراد مخصوصا در سطح مدیران میانی توانمندی کافی مخصوصا در زمینه های ایده پردازی نوین در مورد شغل خود را داشتند اوضاع مملکت به این جا نمی رسید.
اگر عملکرد این افراد خوب بوده دیگر وقت آن رسیده که تکریم شوند و چند صباحی که از زندگی شان که باقی مانده را به تفریح و گشت و گذر و استراحت بگذرانند و فرصت دهند نسل جدید زمام امور مملکت را در اختیار بگیرد.
برخی از این مسئولین که چند بار هم بازنشسته شده اند به جای یک پست مدیریتی چندین پست مدیریتی در اختیار دارند و بدیهی است به هیچ کدام این سمت ها نمی توانند رسیدگی لازم داشته باشند و فقط این پست ها و مناصب را اشغال کرده اند.
یکسری که آقای ابطحی به آنها اشاره نکرد و در هیچ جای جهان به جز ایران از این نوع کارمندان یا بهتر است بگویم مدیران چون کارمندان در جایگاهی نیستند این شرایط را داشته باشند مامورین به خدمت می باشند، اینها نیز افرادی هستند که در یک اداره پست سازمانی ای را اشغال می کنند و بعد به یک جا و یا چند جا مامور می شوند ویک یا چند پست سازمانی را در ادارات دیگر اشغال می کنند و خود موجب بسته شدن چندین جایگاه شغلی برای نسل جوان می شوند.
یا افرادی که در یک اداره دولتی کار می کنند و سپس با حکم دیگری در موسسات شبه خصوصی وابسته به همان اداره مشغول به کار می شوند و چند حقوق دریافت می کنند، اگر مدیریت ارشد آن سازمان می خواهد به کارمندان خود کمک کند بد نیست به جای اینکه چنین کاری کند در همان یک پست سازمانی حقوق مکفی به آنها بدهد و در ادارات دیگر نیروهای جدید استخدام کند تا اشتغال بیشتری ایجاد گردد.
یکی از انتقادات فراوانی که امروزه حتی توسط حامیان دولت مطرح می شود این است که دولت اصرار بر استفاده از این افراد در پست های عالیرتبه را دارد و باور دارد که با این افراد اطمینان بیشتری می تواند داشته باشد که کارها درست انجام شود و حاضر نیست فضا را برای نسل جوان که کف زمین رای های این دولت را تشکیل داده اند باز کند.
این صحبت های آقای ابطحی را نیز می توان در این راستا دانست.
در اوایل انقلاب بسیاری از پست های خالی دولتی توسط جوانانی که حد اکثر 30 سال سن داشتند اداره شد و می توان گفت علیرغم کم تجربگی ولی به دلیل ایمانی که به تلاش برای انجام صحیح کار داشتند تلاش کردند به بهترین نحو کار ها را انجام دهند، دستشان درد نکند، ولی اگر آن کار خوب بود اجازه دهند کس دیگری از خوبی آن استفاده کند و اگر هم سخت و بد بود استراحت کنند اجازه دهند سختی و بدی آن به دیگران هم برسد.
بسیاری از این جوانان در آن زمان حتی تحصیلات لازم را نداشتند و مجبور بودند با تجربه و خطا کارها را انجام دهند و طبیعتا تاوان کسب تجربه آنها را مملکت پرداخت کرد.
امروزه دیگر مملکت در شرایطی نیست که نیروی تحصیل کرده لازم برای تصدی این مشاغل را نداشته باشد و همانگونه که آن افراد آن زمان با تجربه و خطا کارها را انجام دادند و تاوان کسب تجربه آنها را مملکت پرداخت کرد جوانان امروزی نیز حق دارند با توجه به تحصیلاتی که کسب کرده اند وارد میدان شوند و اگر هم کسب تجربه آنها هزینه داشت مملکت باید مثل سابقون هزینه را تقبل کند تا مدیران با تجربه در آینده در مملکت حضور داشته باشند.
مدیرانی که قبلا تجربه کسب کرده اند باید فقط تجربه های خود را به جوانان منتقل کنند نه اینکه خودخواهانه برای خود احتکار کنند و فکر کنند که عزرائیل سراغشان نمی آید و با توجه به تحصیلاتی که این جوانان دارند و با توجه به تجربه هایی که طی چهار دهه مملکت کسب کرده قطعا هزینه استفاده از این جوانان بسیار پایین تر از استفاده از نیاکان آنها خواهد بود.
شاید اگر سیستم بازنشستگی و تامین اجتماعی نیز ترمیم گردد بسیاری از مدیران سن و سال دار که طی سالهای متمادی نتوانستند برای خود کیسه ای بدوزند احساس نیاز نکنند که به سیستم دولتی برگردند، گو اینکه برخی که منافع استفاده از امکانات دولتی زیر دندانشان مزه کرده قطعا حاضر نخواهند بود به راحتی از مشاغل عالی رتبه دولتی دست بردارند.
اما مشکل کلانی که مملکت با آن مواجه است و قطعا سران مملکت باید به آن توجه داشته باشند این است که ادامه این روند و استفاده مجدد و مکرر از نیروهای بازنشسته به جای نیروهای جوان علاوه بر ایجاد بی کاری و دل زدگی در میان جوانان در نهایت منجر به آن خواهد شد که در برهه ای از زمان مملکت با یک خلأ بزرگ مدیریتی و استخدامی مواجه شود چون سنت طبیعت وزندگی این است که عزرائیل دیر یا زود همه مان را بازنشسته می کند ولی با توجه به سن و سال مدیران بازنشسته احتمال اینکه به یکباره همگی طی دوره کوتاهی به بازنشستگی اجباری عزرائیلی برسند بسیار زیاد است و آن وقت پیدا کردن اینهمه جایگزین مشکل خواهد بود.

نوار خبری
0
ابتدا جدیدها ابتدا قدیمی ها
loader
پخش زنده
Заголовок открываемого материала
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала