گزارش و تحلیل

تحلیل آینده روابط آمریکا و چین

© REUTERS / Hyungwon KangАмериканский и китайский флаги развиваются на фоне здания Конгресса США
Американский и китайский флаги развиваются на фоне здания Конгресса США - اسپوتنیک ایران
Telegram
چین ستیزی پروژه جایگزین روس ستیزی در سیاست خارجی جدید آمریکا

مصطفی مطهری دکتری علوم سیاسی
اتفاقات اخیر در روابط میان ایالات متحده آمریکا و چین از تماس تلفنی ترامپ با رییس جمهور تایوان تا توقیف زیر دریایی آمریکا توسط چین و واکنش های رسانه ای به موضوع مذکور از سوی دو کشور و اظهارات ترامپ در این باره از نکات جالب و قابل تاملی است که توجه و پرداختن به آنها و بررسی تاثیرات این وقایع اتفاق افتاده بر آینده روابط میان دو کشور بر روشن نمودن بینش و نگاه تحلیلی ما در این مورد خواهد افزود.
اما قبل ورود به بحث پیرامون آنچه که در سطور فوق عنوان شد ذکر این نکته به عنوان یک ادعا ضروری است که با توجه به موضع گیری های ترامپ در باره چین از همان ابتدای پیروزی اش در انتخابات تا کنون می توان مبین این مطلب باشد که ترامپ و آمریکای تحت زعامت ترامپ در شرایط کنونی به دنبال جایگزینی تهدید بودن چین بجای روسیه است.
از این رو خبر شگفت انگیز و غیر منتظره از زمان پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تصمیم وی برای تقابل و چالش آفرینی با چین بود. بطوریکه رفتار ترامپ در پی نادیده گرفتن و حتی تهدید سیاست «چین یکپارچه» به دنبال تماس با رییس جمهور تایوان که آمریکا همواره آن را رعایت می‌کرده، را باید نقطه شروع این تیرگی روابط میان طرفین قلمداد کرد. در این راستا قابل ذکر اینکه سیاست چین واحد، سیاستِ دیرینه‌ی آمریکا در قبال چین، که از زمان ریچارد نیکسون بعنوان یکی از ستون های نظم دنیای کنونی است که اکنون دچار چالش و بی ثباتی شده است توسط ترامپ تزلزل یافته است.
با این وجود هر چند ترامپ در یک اقدام غیر منتظره این تماس را با تایوان برقرار ساخت اما عکس العمل توام با آرامش چین در این باره با آمریکا از جمله تصمیمات آموزشی در صحنه سیاست جهانی است. در واقع دولت چین با اغماض از این رفتار ترامپ، تایوان را به حیله و نیرنگ در مورد اخیر متهم ساخت. بطوریکه رسانه‌های چینی نیز ترامپ را به خاطر رفتار غیرمسئولانه اش به یک« یک بچه» ناآگاه و بی‌خبر توصیف کردند.
از این رو در جریان توقیف زیردریایی بدون سرنشین آمریکا به‌دست نیروهای چینی در دریای جنوبی این کشور نیز، با وجودی که ترامپ آن را سرقت و دزدی چین از آمریکا توصیف کرد، اما مقامات چینی در واکنش به سخنان ترامپ، این رفتار و سخنان ترامپ را صرفاً گزافه‌گویی های دنباله دار او عنوان کردند. هر چند که چین واکنش واشنگتن به توقیف زیردریایی آمریکایی را شلوغ کاری رسانه ای آمریکا در این زمینه می داند اما عده بر این باورند که این اقدام چین در واکنش به تماس تلفنی ترامپ با رئیس جمهور تایوان بوده که در تمام سخنرانی‌های دوران مبارزات انتخاباتی‌اش، حتی یک‌بار نیز از «تایوان» نامی نبرده بود، است. با این حال نباید فراموش کرد توقیف زیردریایی مربوطه یکی از شدیدترین موارد تنش‌زا میان پکن و واشنگتن در 15 سال اخیر است که به تشدید تنش های پنهان و آشکار میان چین و آمریکا دامن خواهد زد.
مع الوصف برای ریشه یابی زوایای شکل گیری تنش میان آمریکا و چین و تاثیر آن در عرصه روبط بین دوکشور و متحدان آنها از یکسو و صحنه سیاست جهانی از سوی دیگر، کنکاش سیاست خارجی و تدوین اهداف و برنامه های اعمالی- اعلامی و اعلامی- اعلانی استرتژیست های آمریکایی در نحوه مواجهه یا تعامل با چین اهمیت فراوانی دارد. در واقع با مفروض قرار دادن پیش فرض های سیاستی آمریکا در تهدید بودن چین برای آینده آمریکا است که ترامپ به یکباره ظهور کرده در صحنه اصلی سیاست آمریکا در واشنگتن به عنوان مجری آن برای ممکن ساختن این غیر ممکن شگفتی آور از نظر تحلیل گران و کهنه کاران رسانه ای — سیاسی محسوب می شود. بطوریکه در این مسیر نه تنها راهبرد و سیاست ترامپ در بر گیرنده رویارویی با چین و برقراری روابط گرم با روسیه است بلکه از یک سو اکثر کسانی که ترامپ از آنها به عنوان اعضای کابینه آتی و دستیاران ارشد خود معرفی کرده و نام می برد چین را خصم و دشمن آمریکا دانسته و از سوی دیگر، به خوش بینی در باره روسیه شهره هستند. معهذا ماحصل این خوش بینی به روسیه و پوتین از سوی ترامپ نزدیکان منسوب به وی ، اظهارات و سخنان اوباما در این باره است که جریان آخرین سخنرانی خود به آنها اشاره کرد.
از این رو با عنایت به این شواهد و قرائن عملی شدهِ حداقلی است که می توان ادعا کرد علی رغم شرایط نامساعد میان روسیه و ایالات متحده آمریکا نه تنها روسیه تهدید بزرگی برای آمریکا نیست و احتمال هیچ گونه درگیری میان آنها وجود ندارد. از آنجا که نه آمریکایی‌ها و نه روس‌ها، دلایل موجه چندانی برای رقابت به‌شکل جدی با یکدیگر را ندارند اما برعکس این فقدان علت در نزد آمریکایی ها برای رقابت با روس ها، واشنگتن دلایل فراوانی برای رقابت با چین دارد. بطوریکه آمریکا با اذعان به علل و دلایل رقابت با چین باید تلاش خود را برای جلب نظر روسیه در جهت همکاری آنها را در زمینه رقابت با چین تقاضا و مطالبه کند.
مع الوصف نکته مهم در ارتباط با چین قدرت یابی روزافزون این کشور است؛ به عبارتی چین به صورت بالقوه، کشور بسیار قدرتمندی است و به‌صورت بالقوه، یک رقیب هم‌آورد جدی برای ایالات متحده آمریکا در آسیا و جهان محسوب می‌شود؛ بطوریکه چین در صورت ادامه رشد خود، پتانسیل و ظرفیت آن را از ابعاد گوناگون برای تسلط یافتن و سیطره پیدا کردن بر آسیا را دارا می باشد. فلذا سیاست های اشتباه غرب بویژه آمریکا در رابطه با روسیه از بعد شکل گیری بحران در اکراین و الحاق کریمه با این کشور باعث شده است که روسیه به چین و چینی ها نزدیک شود. از این رو با توجه به این روند روبه رشد چین، اگر قرار باشد چین به قدرتمند تر شدن خود همچنان ادامه دهد، ایالات متحده برای رقابت، مچ اندازی و کنترل چین، به روسیه به عنوان یک متحد نیاز دارد و باید تلاش خود را در دو روند دو سویه متفاوت قرار دهد؛ روندی که از یکسو توان تخریب و تیره کردن رابطه چین و روسیه و دور کردن آنها از هم را داشته باشد و از سوی دیگر نیز به بهبود روابط آمریکا و روسیه کمک کرده و نزدیک تر کردن آنها بینجامد.
در نهایت امر هر چند در واکاوی سیاست و برخورد های سوال برانگیر ترامپ در قبال چین استدلالات فوق کافی به نظر می رسد اما باید یادآور شد هرچند آمریکا با ترامپ به چین به عنوان چالش جایگزین روس ها می نگرد اما جانب احتیاط را در این باره رها نخواهد کرد چرا پوتین نیز در زیاده خواهی و احیای شکوه روسیه از هر کوششی در قالب دوستی یا خلق تنش و دشمنی فرو گذار نخواهد کرد. از این رو انتظار در فرا رسیدن روزهای آتی و به مسند نشینی ترامپ در کاخ سفید تا اندازه ای به حل کردن معماهای سیاست خارجی آینده آمریکا در زعامت ترامپ منطقی ترین و عقلانی ترین ر اه حل در این باره خواهد بود.

ممکن است عقاید نویسندگان مقالات با سیاست های اسپوتنیک مطابقت نداشته باشد.

نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала