گزارش و تحلیل

چرا کویت و قطر؟

© Sputnik / Ramil Sitdikov  / ورود به گالری تصاویرچرا کویت و قطر؟
چرا کویت و قطر؟ - اسپوتنیک ایران
Telegram
همه مترصد اولین حرکت رئیس دیپلماسی ایرانی پس از توافق ژنو بودند و هنوز هم هستند. همه می خواهند بدانند ایران چه تدبیری برای دیپلماسی پس از توافق آتی خود اتخاذ نموده؟

آیا قرار است پلیس آتی منطقه باشد؟ آیا تصمیم دارد با کشورهای عرب همجوار خود کنار آید؟ آیا پشت پرده توافق ایران با کشورهای 1+5 توافقات دیگری هم در مورد مسایل مختلف خاورمیانه نهفته است؟ و اگر چنین توافقاتی وجود دارد با کدام کشورها و بر چه اساس بوده وخواهد بود؟
ده ها سوال را می توان به این سوال ها اضافه کرد اما یک موضوع خیلی ها را به فکر انداخت. چرا آقای ظریف برای اولین سفر خود به کشورهای عرب همسایه کویت و قطر را انتخاب کرد؟ البته این سوال در مورد عراق خیلی شاید معنی دار نباشد چون رابطه دولت های ایران و عراق صمیمی تر از ورود آن به جرگه گفتگو برای تفاهم می باشد. اما آقای ظریف که استاد رفتارهای دیپلماتیک (پروتوکول) می باشد حتی از سفر عراق هم منظور داشت.
من اینبار ترجیح می دهم تحلیل خود را از ته به سر بروم. آقای ظریف به دیگران می خواست پیغام دهد که هرگونه ارتباط آتی با ایران در نهایت باید پروازش از سمت یاران منطقه ای ایران یعنی عراق و یا سوریه باشد. یعنی اگر کشورهای منطقه تصمیم دارند با ایران همکاری کنند باید توجه داشته باشند که اول تکلیف موضع خود را نسبت به مسایل عراق و سوریه روشن کنند و بعد به ایران تشریف بیاورند.
عربستان سعودی — کویت — قطر — امارات عربی متحده — بحرین و عمان دیگر کشورهای عرب همسایه ایران و تشکیل دهنده شورای همکاری خلیج فارس می باشند.
عمان همیشه روابط صمیمی و خوبی را با ایران داشته و شاید بتوان از آن به عنوان پدرخوانده توافق ایران و 1+5 نام برد چرا که تقریبا بیشتر گفتگو های محرمانه و غیر محرمانه قبل از شروع رسمی مذاکرات در مسقط پایتخت عمان انجام شد و حتی پیشنهادی مبنی بر اینکه اعلام توافق از مسقط باشد مطرح بود. و تنها کشور شورای همکاری می باشد که زیر بار زورگویی های عربستان سعودی نرفت و از همان ابتدا رسما اعلام کرد که در عملیات بر علیه یمن شرکت نخواهد کرد.
قطر اختلافات بنیادین اساسی زیادی با عربستان سعودی دارد و عربستان سعودی چند سال قبل حتی برای سرنگونی شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر سابق وپدر امیر فعلی قطر امیر تمیم به مرزهای این کشور نیرو فرستاد و اگر دخالت آمریکایی ها نبود تصمیم داشتند شیخ حمد را به زور سرنگون کنند. علیرغم اینکه شیخ تمیم پس از کناره گیری پدرش به قدرت رسید و سعی کرد رابطه مسالمت آمیزی با عربستان داشته باشد اما همیشه از همسایه قلدر خود بیم داشته و دارد و همراهی با آن معمولا از روی ناچاری است نه از روی علاقه. و نمی تواند کینه رفتار عربستان با کشورش و پدرش را از دل بیرون براند و همیشه پیش بینی می کند که آنها ممکن است چنین رفتاری را با وی داشته باشند. در مورد مسایل مختلف منطقه ای مثل مساله اخوان المسلمین و حکومت آنها در مصر و سوریه و… اختلافات زیادی بین قطر و عربستان سعودی وجود دارد و عملا هر دو در دو جبهه مختلف قرار دارند.
در مورد کویت می توان گفت ریشه دار ترین کشور در شورای همکاری است که نوعی حکومت سلطنتی با حضور پارلمانی و مردمی در آن وجود دارد. ملک سعود، پدر پادشاه فعلی سلمان هم قبل از به قدرت رسیدن سالها در کویت زندگی می کرد. بخش قابل توجهی از شیعیان در این کشور حضور دارند و بدون هیچ مشکلی با حکومت و یا دیگر شهروندان به صورت مسالمت آمیز زندگی می کنند و در پارلمان این کشور و پست های مهم و کلیدی حکومتی صرف نظر از پشتوانه مذهبی خود دارای جایگاه می باشند. در موارد زیادی غربی ها به عربستانی ها الگوی کویتی را پیشنهاد داده بودند که موجب کینه توزی عربستان نسبت به کویت شده بود. حمله تروریستی اتباع عربستانی داعش به یک مسجد در کویت در واقع انتقامی از این همزیستی مسالمت آمیز در این کشور بود. علیرغم ادعای روابط حسنه میان کویت و عربستان سعودی اما اخیرا این روابط پر چالش بوده و کویت همچون قطر مخالف خیلی از سیاست های عربستان سعودی در منطقه بوده و می باشد و حتی اخیرا نیز شایعات زیادی مبنی بر تهدید این کشور توسط عربستانی ها منتشر شده.
به هر حال کویت و قطر علیرغم اینکه به دلیل واهمه از عربستان رسما اعلام کردند که در عملیات عربستان سعودی بر علیه یمن همراه عربستان سعودی هستند اما در عمل هیچ گونه حضوری از طرف آنها در این عملیات مشاهده نمی شود و همین مساله نشان می دهد که این دو کشور با سیاست های عربستان سعودی آنچنان که در ظاهر اعلام می شود همراه نیستند.
در مورد بحرین که در حال حاضر عملا یک کشور اشغال شده توسط عربستان سعودی می باشد پس نمی توان توقعی مبنی استقلال تصمیم گیری از سران آن داشت.
اما در مورد امارات عربی متحده باید گفت که رهبران این کشور قبلا با عربستان سعودی همراهی زیادی داشتند اما پس از توافق هسته ای تلاش کردند شرایط خود را با شرایط روز وفق دهند. رهبران این کشور طی سالهای اخیر توانسته اند یک جایگاه اقتصادی منحصر به فردی برای این امارت ایجاد کنند و این جایگاه اقتصادی فقط با ثبات امنیتی می تواند شکوفا بماند. شاید هم به همین دلیل بود که بلا فاصله پس از اعلام توافق اماراتی ها برای ایرانی ها پیام تبریک فرستادند. اماراتی ها همچون دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از واکنش احتمالی عربستان سعودی بیمناک می باشند و لذا تلاش می کنند خیلی عصبانیت رهبران جوان تندخوی جدید سعودی را تحریک نکنند.
با این شرایط قطعا بهترین گزینه برای آقای ظریف شروط رابطه از کانال عمان و قطر و کویت می باشد. نظر به اینکه وی سفر های متعددی به عمان داشته و هماهنگی های لازم با مسئولین این کشور وجود دارد گزینه های باقیمانده قطر و کویت بودند. در آینده هم امارات احتمالات مقصد سفر بعدی وی باشد. آقای ظریف در این سفر ساختار جدید سیاست های جهانی در مورد خاور میانه را برای آنها تشریح نموده و از آنها خواسته که به این ساختار بپیوندند. در واقع ساختاری که آقای ظریف از آن به عنوان ائتلاف برای مبارزه با افراطی گری و تروریسم یاد کرده همان ائتلاف جدیدی است که قرار است در منطقه راه اندازی گردد. و آقای ولادمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه نیز چند هفته قبل ائتلاف مشابهی را مطرح کرده بود. آقای ظریف به مسئولین این کشورها اطمینان داده که تنها راه رسیدن به صلح و ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه همکاری کشورهای واقع در آن با یکدیگر می باشد و اگر اختلاف نظر هایی وجود دارد باید با گفتگو این اختلاف نظر ها را حل و فصل کرد. قطعا این سخنان آقای ظریف بدون پشتوانه گفتگو های وی با دیگر کشورها در پستوی مذاکرات هسته ای نبوده و نمی باشد. در واقع نمی توان باور داشت که آقای ظریف به هیچ وجه با کشورهای 1+5 و مخصوصا در مورد مسایل خاورمیانه گفتگویی نداشته و طرفین به نقاط مشترکی نرسیده اند. در واقع اگر غیر از این باشد منطقی نیست. حال اینکه رسیدن به این نقاط مشترک منجر به تفاهمات و یا توافقات پشت پرده گشته باشد مساله دیگری است. طبیعتا برای رسیدن به توافق هسته ای نیاز بود که طرفین اختلافات زیادی را که خارج از بحث هسته ای بود میان یکدیگر حل و فصل کنند و به نقطه ای مشترک برسند، چرا که همه می دانند تحریم ها و بحث هسته ای بهانه ای بیش نبود که آمریکایی ها بر علیه ایران از آن استفاده می کردند. بر همین اساس می توان گفت گذشته از بحث هسته ای کشورهای 1+5 مخصوصا کشورهای غربی قانع شده اند که تنها راهکار حل و فصل بحران خاورمیانه همان پیشنهاد ایران مبنی بر حل مسالمت آمیز همه اختلافات است و هیچ راهکار دیگری نتیجه نخواهد داشت. در این راستا برخی متعهد شده اند که عربستان سعودی را تحت فشار قرار دهند تا به راهکار های جدید مورد پذیرش جامعه جهانی تن دهد و ایران متعهد شده که باب گفتگو با این کشوریها را باز کند. به همین دلیل شاهد آن بودیم که تقریبا همزمان با سفر آقای ظریف به قطر و کویت خانم فردریکا موگرینی به عربستان سفر کرد و در نهایت گزارش پایان سفر خود را به اطلاع آقای ظریف رساند. و نتیجه همانگی های ظریف با قطر و کویت و عراق را دریافت کرد.
متاسفانه هنوز برخی با تصور اینکه می توانند با راهکار نظامی به نتیجه برسند قدم بر می دارند اما خودشان هم می دانند که در حال مبارزه با زمان می باشند چرا که خواه نا خواه این توافقات بین المللی در مورد خاورمیانه جامعه عمل خواهد پوشید و تلاش های آنها برای آتش افروزی در یمن یا سوریه و یا عراق بی نتیجه خواهد ماند.
با این شرایط اینان دو راهکار بیش ندارند یا اینکه با شرایط نوین جهانی همراهی کنند ویا اینکه منتظر بمانند آنها را وادار کنند با این شرایط همراهی کنند. در وضعیت دوم احتمال حذف آنها از معادلات سیاسی منطقه نیز امری حتمی خواهد بود.

نوار خبری
0
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала